تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
براى آنچه وسيلهء خرسندى اوست موفق بدارد و ما و او را در زمرهء پيمبر ما محمد و خاندان او قرار بدهد و ما و مشايخ ما را در حزب آن حضرت و شفاعت آن جناب درآورد ، به جاه محمد صلّى اللّه عليه و آله و ذريته سلام اللّه عليهم اجمعين . در پايان مىنويسد اين است صورت خط شيخ جليل نعمة اللّه بن احمد بن محمد بن خاتون عاملى كه خدا او و همهء مرد و زن مؤمن را بيامرزاد . مؤلف پس از نقل اجازهء يادشده مىنويسد : مؤلف صاحب تاريخ عالم‌آرا در مجلد دوم از آن كتاب چنين مىنويسد « 1 » : ملا عبد اللّه شوشترى در روز جمعه بيست و چهارم شهر محرم الحرام سال 1021 هجرى اندك عارضه‌اى بر او طارى گرديد در روز شنبه مير محمد باقر داماد و شيخ لطف اللّه ميسى عاملى كه مدتى بود به خاطر مباحثات علمى و مسائل اجتهادى فىمابين غبار نقارى ارتفاع يافته بود به عيادت او رفتند . جناب مولانا با اين هر دو بزرگوار معانقه كرده در كمال شكفتگى صحبت داشت . شب يكشنبه بيست و ششم قريب به صبح بعد از اقامهء صلاة الليل و نوافل بيرون آمده كه ملاحظهء وقت نمايد ، در بازگشتن از پاى فتاده بىآنكه مهلت سخن گفتن يابد دعوت حق را اجابت نموده مرغ روحش از قفس بدن او پرواز نمود . جناب مولانا در كمالات نفسانى و تقوى و پرهيزكارى و ترك مستلذات دنيا درجهء عالى داشت از مأكول و مشروب به سدّ رمق قناعت نموده اكثر ايام صايم بوده و به شورباى بىگوشت افطار مىكرد و قريب به سى سال در نجف اشرف و كربلاى معلّى ساكن گشته در خدمت مجتهد مغمور مولانا احمد اردبيلى به سر برده و در خدمتش به كسب فضائل و حل مسائل مىپرداخت و گويند كه از مولاناى مذكور اجازهء نماز جمعه و جماعت و تلقين مسائل اجتهادى يافته بود . در روز وفاتش مردم به شدت نوحه‌سرائى مىكردند و اعيان و اشراف ، سعى مىنمودند كه به تيمن و تبرك دستى به زير جنازه‌اش برسانند ، ازدحام جمعيت ميسّر نمىشد . در جامع عتيق صفاهان به آب چاه غسل داده در همان‌جا مير محمد باقر داماد و
هامش
( 1 ) - در اينجا عين عبارات آن كتاب را كه مؤلف به عربى برگردانيده است نقل مىنماييم - م .