ساير فضلا و علما نماز كردند ، چند روز در مزار [ فايض الانوار امامزاده واجب التعظيم و التبجيل ] امامزاده اسماعيل عليه و آبائه التحية بود . از آنجا به كربلاى معلى منتقل شد « 1 » .
ارباب استعداد تاريخهاى مرغوبه در سلك نظم كشيدند .
از جمله ميرصحبتى تفريشى گويد « آه آه از مقتداى شيعيان » ؛ ديگرى گفته است :
« حيف از مقتداى ايران حيف » .
شيخ محمود عرب جزائرى گفته : « مات مجتهد الزمن » .
مؤلف گويد : اينكه مؤلف عالمآرا نوشته است مولانا مدت سى سال از محضر مقدس اردبيلى استفاده كرده است و در ظرف اين مدت هم در جوار حضرت سيد الشهداء و حضرت مولا على مرتضى عليهما السّلام به سر برده است هر دو موضوع بىاساس است .
در مجلد اول آن كتاب مىنويسد : در يكى از اوقات فىمابين مولا عبد اللّه و محقق
هامش
( 1 ) - علامه ملا محمد تقى مجلسى در شرح مشيخه من لا يحضره الفقيه مىنويسد : عبد اللّه بن حسين شوشترى - رضى اللّه تعالى عنه - در روزگار خودش استاد ما و استاد طايفهء شيعه و علامهء محقق و مدقق و زاهدى عابد و پرهيزكار بود و اكثر مطالب مفيد اين كتاب از افادات او مىباشد در تحقيق اخبار و رجال و اصول مهارتى بسزا داشت و آثارى تأليف كرده است از جمله تتميم شرح قواعد محقق كركى است كه در ضمن هفت مجلد تدوين نموده و مقام فضل و دانش و تحقيق و تدقيق او را از آن تتميم مىتوان استفاده كرد ملا عبد اللّه نسبت به من به منزلهء پدرى مهربان بود و در دههء اول از محرم الحرام درگذشت و روز وفات او به منزلهء روز عاشورا بود و نزديك به صد هزار تن بر جنازهء او نماز گزاردند و من تا آن هنگام چنان اجتماعى را براى هيچيك از فضلا نديده بودم و در جوار اسماعيل بن زيد بن حسن مدفون شد . پس از يك سال جنازهء او را بدون آنكه تغييرى در آن رخ داده باشد به كربلاى معلى انتقال دادند . وى صاحب كرامات بود ، برخى از آنها را خود ديده و جمعى از آنها را از ديگران شنيدهام . ملا عبد اللّه از شاگردان ملا احمد اردبيلى و شيخ احمد خاتون و پدر او بوده و از اين پدر و پسر اجازه داشته و من هم به اخذ اجازهاى از او نايل آمدهام و مىتوان گفت حد اكثر انتشار حديث و فقه از بركات او بوده است و ديگران براثر گرفتاريها آنچنانكه بايد رنجى در اين راه تحمل نكردند و او پس از آنكه از كربلا آمد و در طول چهارده سالى كه در اصفهان اقامت داشت به نشر حديث پرداخت و طلاب علم در اوايل ورودش بيش از پنجاه تن نبودند و حالآنكه هنگام رحلت او عدهء فضلا متجاوز از هزار تن بودهاند . بالاخره مدايح او بيش از اين است - م .