لامية العجم و امثال آن است .
مؤلف گويد : صاحب نور الثقلين ، مؤلف حواشى كتاب مغنى اللبيب و شرح شواهد آن نمىباشد گرچه بعضى آنها را از آثار وى دانستهاند . آرى حواشى و شواهد يادشده از آثار شيخ عبد على بن ناصر بن رحمة بحرانى است كه در بصره مىزيسته و پس از اين به نام و نشان او اشاره خواهد شد . گذشته از اين به گمان من آنكه شرح لامية العجم هم از دومى مىباشد « 1 » .
سيد نعمة اللّه شوشترى كه از اعلام معاصر است و از شاگردان همين مترجم بشمار مىآيد چه آنكه در آغاز تحصيل در شيراز از درس وى بهرهورى داشته است . در رسالهء منبع الحيات مىنويسد : در مسجد جامع شيراز حضور داشتم در زمان حيات استاد مجتهد شيخ جعفر بحرانى و شيخ محدث كه صاحب جوامع كلام بود و از هر در سخنى مىگفت در مسألهء جواز اخذ احكام از قران كريم با يكديگر گفتگو مىكردند تا سخن بدينجا رسيد كه فاضل مجتهد از شيخ عبد على ( مترجم حاضر ) دربارهء معناى قل هو اللّه احد پرسيد كه
هامش
- نور الثقلين شايستهء استنساخ و اين كار مشتمل بر فوائدى است ، ما هم به استنساخ آن بپردازيم . وى در پاسخ گفت : مادامىكه مؤلفش زنده است كتاب او به اندازهء دينارى ارزش ندارد و هنگامى كه بميرد من نخستين كسى هستم كه كتاب او را استنساخ خواهم كرد ؛ سپس اين دو شعر را خواند .ترى الفتى ينكر فضل الفتى * ما دام حبّا فاذا ما ذهب
لجّ به الحرص على نكتة * يكتبها عنه بماء الذهبدر نابغهء فقه و حديث استاد نعمت اللّه را شيخ جعفر بحرانى نوشته است و حكايت مزبور را ايراد نموده است و پس از آن بخشى از تقريظى را كه ملا عبد الرشيد شوشترى در 15 ربيع الاول سال 1073 بر جلد چهارم آن تفسير نوشته است ايراد كرده است و بر مؤلف الذريعة ايراد نموده كه وى را شاگرد سيد نعمة اللّه نوشته است . اين تفسير در روزگار ما در پنج مجلد به طبع رسيده است - م .
( 1 ) - « لامية العجم » قصيدهاى است به عربى و به روى لام و به تقليد از « لامية العرب » ساخته و با اين مطلع آغاز شده :اصالة الرأى صانتنى عن الخطل * حلية الفضل زانتنى لدى الحطلاين قصيده ساختهء طبع مؤيد الدّين ابو اسماعيل حسين بن على اصفهانى طغرائى از جملهء فاضلان -