بود و در فنون علوم با وى گفتگو مىكرديم « 1 » .
شيخ ابو احمد عبد السّلام بن حسين بن محمد بن عبد اللّه اديب بصرى
ابو احمد از مشايخ نجاشى بوده است و از ابو القاسم بن محمد خلّال روايت مىكرده است . يكى از فضلا گويد : ابو احمد از محمد بن عمران و ابو بكر دورى هم روايت داشته است .
مؤلف گويد : ترجمهء مستقلى از او در كتابهاى رجال نديدهام . آرى نجاشى در ذيل معرّفى يعقوب بن اسحاق سكّيت و ديگران از وى ياد مىكند . و محمد بن عمران همان ابو عبد اللّه مرزبانى معروف است كه استاد سيد مرتضى و ديگر از اعلام آن روزگار بوده است .
يادآورى مىشود كه ابو احمد غير از شيخ عبد السّلام سرايندهء معروف به ديك الجن است ، زيرا ديك الجن در روزگار هارون الرشيد مىزيسته و نام او به اصح اقوال ابو اسحاق ابراهيم بن اسحاق است نه عبد السّلام و ما به زودى در باب القاب به نام و نشان او اشاره خواهيم كرد .
و گاهى اتفاق افتاده است كه در نسب مترجم رعايت اختصار شده است و او را شيخ عبد السّلام بن حسين اديب بصرى گفتهاند ، بنابراين نبايد گمان كرد كه آنان افراد مختلفى بودهاند .
هامش
( 1 ) - در تذكره شوشتر آمده است : نام پدرش ملا نور الدّين طبيب است و عبد الرشيد مردى زاهد و منزوى بود . در آغاز حال به هندوستان رفت و در آنجا با پدر سيد على خان شارح صحيفه و ديگران آشنا شد و كمك مالى زيادى به او كردند به ايران بازگرديد ، تابستان را در شيراز و زمستان را در شوشتر به سر مىبرد و جمعى از دوستان از سرمايهء او تجارت مىكردند و منافع آن را به وى مىدادند و او با آن مال گذران مىكرد و حكايت خراب شدن خانه و تأخير درآوردن نمك را در آنجا متذكر شده است و فرزندى داشته به نام ملا محسن كه شاگرد فيض بوده و در جوانى درگذشته و از آثار او علاوه بر شرح استبصار ، سوانح البال را نام برده است . در نابغهء فقه و حديث ، از ميان آثار او از مجالس الامامية نام مىبرد و سال تولدش را 1079 هجرى نوشته است - م .