تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
و من ذا الذي يبنى المعالي اذ عفت * لهن رسوم دارسات و أربع لقد كان فردا في جميع خصاله * و كل مزايا الفضل فيه تجمع فيا ليت أن الموت يقبل فدية * او أن الردى بالخيل و الرجل يدفع اذا لحمى عبد السّلام عصابة * بها يحرس الثغر المخوف و يمنع لئن سر فيك الشامتون جهالة * و نعشك من فوق المناكب يرفع فان لهم غيظا بسبطك كافلا * لهم بغليل حره ليس ينقع
- كوه بردبارى و درياى دانش درگذشت و با فقدان او كوههاى سر به آسمان كشيده ، به لرزه درآمدند . - در روز مرگ او ، درياها به خروش آمد و اشكها از ديدگان جارى گرديد . - در هنگامى كه سخن از خاشعان به ميان آيد چه كسى جز او مىتواند با جامهء تقوا از رياكارى جلوگيرى نمايد . - چه كسى پس از او خواهد بود كه شب و روزش را به روزه و عبادت بگذراند . - چه كسى به‌جز او مىتواند خانه‌هاى عظمت و بزرگى را پس از ويرانى بر بنايى عالى برقرار بدارد . - او در داشتن تمام خويهاى شايسته بىبديل بود و از هرگونه فضيلتى برخوردار بود . - اى كاش مرگ فدايى مىپذيرفت و اى كاش مىتوانستم با پا و به كمك اسبها مرگ را از وى دور سازم . - آرى در قرقگاه عبد السّلام كسانى هستند و بستگانى وجود دارند به خوبى مىتوانند از دروازه‌هاى آن محافظت كنند و مانع از ورود هر عامل خطرناكى شوند . - آنگاه كه جنازهء تو بر روى دوش مردم تشييع مىشد مخالفان و ملامتگران كه از حقيقت تو اطلاعى نداشتند از درگذشت تو اظهار خرسندى مىكردند . - با چشم كينه‌توزى به نوادهء تو مىنگريستند درحالىكه هرگز آتش كينه‌شان فرونمىنشست . و در ضمن سوگنامهء طولانىتر در مرثيهء او گفته‌ام :