كلينى در اصول كافى ضمن حديثى طولانى در باب فاصلهء ميان حق و باطل دربارهء امر امامت مىنويسد : زيد بن على به حضور مبارك حضرت باقر عليه السّلام شرفياب شد در حالى كه دعوتنامههايى از كوفىها در دست داشت كه وى را در آن دعوتنامهها بهسوى خود دعوت كرده ، و افزوده بودند : ما همگى حاضر به فرمان تو هستيم و آرزومنديم به اتفاق ما خروج كنى .
امام باقر عليه السّلام فرمود : آيا اين نامهها ، بدون سابقه و ابتدائا به تو نوشته شده است و يا پاسخ نامهاى است كه مردم كوفه را به همرهى خود دعوت كرده بودى ؟
زيد گفت : نامههايى است كه آنان بدون هيچ سابقهاى براى من ارسال داشتهاند زيرا ، معرفت و شناختى به محبت ما دارند و مىدانند كه ما از خويشاوندان رسول خداييم ، و در قرآن هم مودت ما را واجب فرموده ، و مردم را به پذيرش از فرمانبردارى ما دعوت كرده است . گذشته از اين ما ، هماكنون در تنگنا قرار گرفتهايم و پردهء احترام ما هم ازهرجهتى دريده مىشود .
امام باقر عليه السّلام فرمود : آرى ، فرمانپذيرى واجب است .
شيخ حسين بن عبد الوهاب كه معاصر با سيد مرتضى بوده است ، در كتاب عيون المعجزات مىنويسد : گويند در يكى از روزها زيد بن على بن حسين ، از برابر برادر بزرگوارش مولانا محمّد بن على الباقر عليه السّلام ، عبور كرد .
امام ، خطاب به اصحابش فرمود : مىبينيد كه همين برادرم مقامى را ادعا مىكند كه درخور آن نمىباشد و به دنبال آن مردم را به امامت خويش
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 510
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٥١٠