زيرا ، پيش از اين در ذيل شرح حال شيخ صفى الدّين اسحاق اردبيلى ، صحت نسب و انتساب آنان را به حضرت سيد الشهداء عليه السّلام ياد كرديم .
شيخ حسين بن عبد الوهاب كه معاصر با شيخ طوسى بوده است ، در كتاب عيون المعجزات مىنويسد : وقتى كه زيد بن على ، از برابر حضرت باقر عليه السّلام عبور كرد ، امام عليه السّلام خطاب به اصحاب فرمود : به خدا سوگند ، همين برادرم ادعايى مىكند كه درخور آن نيست و مردم را به امامت خويش مىخواند ، و در نتيجه گروهى گرد او را مىگيرند و طولى نمىكشد كه دستگير مىشود و به قتل مىرسد و در كناسه كوفه به دار آويخته مىگردد .
آرى ، چنانكه فرموده بود ، به وقوع پيوست .
و باز در همان كتاب در ذيل وصيت حضرت باقر عليه السّلام مىنويسد : حضرت باقر عليه السّلام خطاب به فرزندش حضرت صادق عليه السّلام فرمود برادرم زيد ، پس از من مردم را به امامت خود مىخواند ، او را به خود واگذار و با وى نزاع مكن ، چه آنكه مردم را به خود دعوت مىكند و خروج مىنمايد ، و روز سوم قيامش كشته مىشود .
گويند ، زيد روز چهارشنبه خروج كرد و روز جمعه از پاى درآمد و در كناسه كوفه به دار آويخته شد و هشام بن عبد الملك قاتل او بود .
شيخ حسن بن على طبرسى در پايان كتاب اسرار الامامة فصلى در يادآورى از زيد بن على تدوين نموده ، و اخبارى در فضائل او ايراد كرده است از جمله ، در آن كتاب از عيون المحاسن از حضرت رضا عليه السّلام نقل كرده است ، زيد از علماى آل محمّد بوده است ، براى خدا خشمناك مىشد و با دشمنان او جهاد مىكرد ، تا در راه خدا به شهادت رسيد .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 496
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٤٩٦