امير قوام ، در همگى اطوارش پيرو استادش بود و گاهى هم قدمى فراتر مىگذارد و به همين مناسبت هنگامى كه در سال 1093 هجرى قمرى درگذشت ، فضلاى متدين در تشييع جنازهاش شركت نكردند .
اين مرد با اينهمه خوىهايى كه داشت شايسته نبود در بخش اوّل نام برده شود و ازآنجاكه از علما و حكما و مؤلفان به شمار مىرفت او را در اين بخش ياد كردهايم .
آثار او عبارت است از رسالهء فارسى در اشتراك لفظى وجود مطابق با اعتقاد خودشان و پارهاى از مسائل حكميه ديگر ، رسالهاى در حكمت به نام عين الحكمه اين رساله به عربى بوده است ليكن چنانكه نوشته شد مطالب آن را يكى از شاگردانش به عربى تحرير نموده است چه آنكه ديديم ، قوام هم مانند استادش ملا رجبعلى قادر به تحرير عربى نبوده است و ممكن است رساله دوم ، همان رسالهء اوّلى باشد كه به عربى برگردانيده شده است « 1 » .
سيد رضى بن احمد بن رضى حسينى نيشابورى
منتجب الدّين گويد وى ، دانشورى شايسته بوده است .
سيد رضى بن سيد حسن بن محيى الدّين عاملى شامى مكى
شيخ معاصر در امل الآمل 1 / 84 مىنويسد : سيد رضى ، فاضلى سراينده و اديبى معاصر بود و تاكنون در گيلانزمين زيست دارد .
هامش
( 1 ) - از مطالبى كه مؤلف راجع به امير قوام الدّين نوشته است آثار تعصب نابجا به خوبى ظاهر است و در پاورقى مىنويسد عنوان قوام الدّين را مؤلف در اين كتاب ضبط كرده سپس عنوان مزبور را ساقط كرده و ترجمه را باقى گذارده است بديهى است عنوان مزبور مناسب با اين موضع از حرف نبوده و بايد به حرف ميم انتقال داده شود ، ليكن ما ترجمه مزبور را به حال خود باقى گذارديم - م .