سند حديث جزائر حضرت بقية اللّه ، و شهرهاى آن و فرزندان آن حضرت كه امير آنجا بودهاند ، استفاده كنيم .
و اين حديث را سيد بهاء الدّين در يكى از آثارش كه دربارهء حضرت بقية اللّه تأليف كرده ، متذكر شده است .
سيد بهاء الدّين ، در آغاز سند حديث مىنويسد : حكايت كرد براى من شيخ اجل امجد حافظ حجة الاسلام سعيد الدّين رضى بغدادى ، از شيخ اجل امجد مقرى خطير الدّين حمزة بن حرث بن معصفره ، در بغداد در هيجدهم شعبان سال 544 هجرى ، از شيخ عالم ابو القاسم عبد الباقى دمشقى سال 543 هجرى ، از شيخ اجل عالم كمال الدّين محمّد بن يحيى انبارى در بغداد شب پنجشنبه دهم ماه مبارك رمضان پس از افطار در سال 543 گفت : در ماه مبارك رمضان سال 543 در پيش وزير عون الدّين كه سنى بس معاندى بود حضور داشتم و گروهى هم آن شب حاضر بودند و طبق غذايى در برابر ما بود ، حكايت طولانى است .
امير قوام الدّين محمّد اصفهانى « 1 »
از حكماى فاضل معاصر و از شاگردان ملا رجبعلى حكيم است .
امير قوام الدّين عقيدههايى فاسد و گفتارى بىاساس داشت از جمله ، معتقد به اشتراك لفظى وجود بود و خدا و صفات او را در وجود ، مشترك قرار مىداد و مانند استادش از دنيا گذشته و از علوم دينيه اطلاعى نداشت و هرگاه كتابى به عربى مىخواست تأليف كند يكى از شاگردانش در تحرير كلمات عربى به وى كمك مىكرد .
هامش
( 1 ) - مؤلف ذيل احوال استادش ملا رجبعلى به نام و نشان و پارهاى از احوال او اشاره كرده است ازآنجاكه ترجمه وى در اين باب مناسب نبوده ، ما مطالبى را كه مؤلف در اينجا آورده در پاورقى ترجمه كرديم و بايد آنچه را در اينجا ايراد نموده به استثناى قسمت اندكى ما بقىِ را در ذيل نام استادش آورده است .