ظاهر حال او پيداست كه از دانشوران بزرگ شيعه بوده است ، هرچند با دختر شريف ابو يعلى زيدى ، ازدواج كرده است و دو تن نوادهاش ، سيد ابو طاهر و ابو طيب جعفرى ، دو فرزند سيد ابو الحسن محمّد بن سيد ابو طاهر احمد جعفرى هستند ، كه صاحب بن عباد در ضمن نامهاى كه به قاضى محمّد بن ابى زرعه به قزوين نوشته ، از ايشان چنين تجليل كرده است :
خداى بزرگ سرزمينى را كه در آن زيست مىكنى سيراب سازد تا روزى آن فراخ شود و بدانكه بهترين گفتار كه راستترين آنهاست همان است كه ، در سرزمين شما ، نه ژاله و نه باران معمولى و نه آب و نه سايه است جز دو تن شريف جعفرى چيز ديگرى در آنجا وجود ندارد . و آنگاه كه صاحب وارد قزوين شد آنها را گرامى داشت و از هيچگونه تجليلى نسبت به ايشان دريغ نكرد .
علماى رجال به يادآورى جد اعلاى او كه جعفر بن ابراهيم بن محمّد ابن على بن عبد اللّه بن جعفر طيار باشد در كتابهاى خود او را توثيق كرده و گفتهاند : وى از اصحاب حضرت صادق عليه السّلام بلكه از اصحاب حضرت سجاد عليه السّلام بوده است ، ليكن از ديگر اجداد ادناى او در كتابهاى رجال نام نبردهاند و ممكن است ما در بابهاى مختلف اين كتاب به نام و نشان آنها اشاره كنيم .
فرحة الغرى چنين مىنويسد : به خط سيد شريف فاضل ابو يعلى جعفرى ، چنين خواندم : حديث كرد احمد بن محمّد بن سهل ، گفت نزد حسن بن يحيى بودم احمد بن عيسى بن يحيى برادرزادهاش وارد شد تا به آخر . . .
از خبرهاى نادرى كه ابن اثير در كامل خود ضمن وقايع سال 64 هجرى در شرح حال يزيد بن معاويه مىنويسد : يكى آن است كه در يكى از اوقات در پيشگاه شريف ابو يعلى حمزة بن محمّد بن احمد بن جعفر علوى سخن از يزيد به ميان آمد وى گفت ، من يزيد را تكفير نمىكنم ؛ زيرا رسول
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 311
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣١١