نيست . و من خود نسخه كهنى از غنيه ديدم كه بخشى از آن نزد برخى از مشايخ خوانده شده ، بوده و كتاب قبس او مشتمل بر اصول الدّين و اصول الفقه و مسائل فقهيه است و آن كتاب جليل و معروفى است كه مورد اعتبار دانشمندان بوده و مطالب آن در بحار الانوار آورده شده است و ما هم دو نسخه از آن كتاب را كه يكى تمام است ، در اختيار داريم .
به دنبال آنچه نوشتيم بايد گفت ، قاضى نور اللّه در مجالس المؤمنين از وى نام برده و كمال بزرگداشت را قايل شده ، و از آن جمله اظهار داشته است : سيد ابو المكارم حمزة بن زهره از المجتهدان و علماى اماميه بوده ، و آثار زيادى تأليف كرده است و به طورى كه از تاريخ ابن كثير شامى كه دربارهء حلب نوشته ، به دست مىآيد وى در شهر حلب از رؤساى به نام بوده است .
پس از اين مىنويسد : ابن زهره از افاضل متأخر و از ارباب مناظره نيز بوده است . و از اين سلسله است ، سيد علاء الدّين ابو الحسن على بن ابراهيم ابن محمّد بن ابى على حسن بن ابى المحاسن زهرة بن ابى على حسن تا به آخر ، و نسب سيد علاء الدّين را به طورى كه ما در صدر ترجمه آورديم ، متذكر شده است و بعد از آن به اجازهاى كه علامه ، به سيد علاء الدّين داده ، اشاره كرده است .
مؤلف گويد ، آنچه را كه ابن كثير راجع به ابن زهره نوشته بدين خلاصه است : سال 507 هجرى كه صلاح الدّين ايوب ، ولايت مصر را در اختيار گرفت و از مهم آن آسوده خاطر شد به قصد گرفتن شام بدان سوى عزيمت كرد و به دنبال اين انديشه ، بهسوى حلب رهسپار شد و در پشت حلب لشكريان خود را فرود آورد ، والى حلب از اين پيشآمد مضطرب شد و
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 300
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣٠٠