تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
پدرش شيخ مفلح مىدانند « 1 » ، و برخى از كتاب‌هاى فقه را ديدم كه بر او قرائت شده و بر آن اجازه‌اى به خط مباركش براى خواننده نگاشته است . از آن جمله : قواعد و تحرير علامه حلى رحمه اللّه و نيز فوائد و تعليقاتى بر كتاب‌هاى فقه و ديگر از كتاب‌ها دارد ، كه من برخى از آن‌ها را ديده‌ام . صيمرى به فتح صاد بىنقطه ، و سكون يا و فتح ميم ، بر وزن حيدرى ، بنا به نقل قاموس منسوب به صيمره است . مطرزى در مغرب گويد : صيمره به فتح ميم ، و ضم آن خطا است و از سرزمين مهرجان به شمار است « 2 » و ديهى از ديهات جبال است ، و عبد الواحد ابن حسين صيمرى ، صاحب تصانيف و از فقهاى خراسان ، ساكن بصره به آنجا منسوب است و ديگرى شيخ ابو عبد اللّه ، حسين بن على بن صيمرى ، مؤلف مناقب ابو حنيفه است ، و حسين صيمرى هم از سرشناسان است .
هامش
( 1 ) - الذريعة ج 2 ذيل الزام النواصب مىنويسد : اين كتاب سال 1303 هجرى در ايران چاپ شده و پس از معرفى كتاب مىنويسد : اين كتاب راجع به امامت تأليف شده ، و شيخ حر عاملى آن را از جمله كتبى مىداند كه مؤلف آن معلوم نيست ، و از كشف الحجب نقل كرده است كه علماء ، آن را از آثار ابن طاوس شمرده‌اند ، و ليكن شيخ سليمان ماحوزى متوفى 1121 هجرى قمرى نوشته است ، كتاب الزام النواصب از شيخ مفلح صيمرى مؤلف غاية المرام در شرح شرايع الاسلام است پايان . در اعيان الشيعة ج 6 طبع جديد مىنويسد : شيخ سليمان ماحوزى در رسالهء خود نوشته است ، شيخ حسين در يكى از سفرها كه همراه شيخ على كركى بوده از وى استجازه كرد و شيخ به او اجازه داد ، تا آنجا كه مىنويسد : پدرش شيخ مفلح و شيخ على كركى ، از اساتيد او بوده‌اند ، و شيخ يونس و شيخ يحيى كه از شاگردان او بوده‌اند ، در سال 926 هجرى قمرى از وى اجازه دارند ، و از تأليفات او محاسن الكلمات و معرفة النيات و اجوبة المسائل و مسئلهء صيمريه و الايقاظات فى العقود و الايقاعات و رسالهء جواز الحكومة الشرعية را نام برده است پايان . رسالهء شيخ سليمان در اين روزگار به طبع رسيده است ، و رسالهء الزام النواصب را در ذيل آثار پدرش مفلح ياد كرده است - م . ( 2 ) - جزرى ، در اللباب مىنويسد : مهرجان به كسر ميم نام شهر اسفراين است ، و اين لقب را قباد ابن پيروز ، پدر انوشيروان به آنجا داده و آب‌وهوا و سبزه‌زارى آن به سرحد خوبى است ، و محلى است كه دل آدمى مهر آن را در جان مىپروراند .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 257 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني