تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
على منشار ، كه در آن روزگار شيخ الاسلام اصفهان بود ، از ورود عزّ الدّين اطلاع پيدا كرد ، و سلطان تهماسب صفوى ، در شهر قزوين به سر مىبرد ، در ضمن پيامى ورود او را به اصفهان به سلطان اطلاع داد ، سلطان نامه‌اى به خط خود براى عزّ الدّين نوشت ، و مصحوب خلعتى ، براى عزّ الدّين ارسال داشت ، و او را به قزوين ، به حضور خويش ، كه در آن اوقات پايتخت تهماسب بود دعوت كرد ، و هنگامى كه عزّ الدّين وارد شد ، سلطان ، مقدم او را گرامى داشت ، و از او كمال بزرگداشت را به عمل آورد ، و منصب شيخ الاسلامى قزوين را به عهدهء او گذاشت ، وى مدت هفت سال در دار السلطنه قزوين ، عهده‌دار مقام شيخ الاسلامى بود ، و در خلال اين مدت ، نماز جمعه را به جاى نماز ظهر انجام مىداد ، و معتقد بود كه نماز جمعه در عصر غيبت ، واجب عينى است ، چنان‌كه استادش شهيد ثانى ، نماز جمعه را واجب عينى و كافى از نماز ظهر مىدانست . پس از هفت سال ، بار ديگر منصب شيخ الاسلامى ، و اقامه جمعه و جماعت مشهد مقدس رضوى عليه السّلام را به عهدهء وى سپرد و چندى به اين منصب برقرار و وظايف محولهء به خويش را انجام مىداد . و ازآنجاكه حداكثر مردم هرات ، در آن روزگار از ائمه طاهرين عليهم السّلام و از تدين به مذهب اهل بيت ، شناختى نداشتند ، سلطان ، به وى دستور داد تا به‌سوى هرات سفر نمايد ، و در آنجا اقامت كند ، و مردم آن ناحيه را ، به آيين تشيّع بخواند ، و به خاطر آسايش فكرى او ، سه ده از دهات هرات را ، در اختيار او گذاشت ، از طرف ديگر ، به امير شاه قلى سلطان يكان ، كه حاكم خراسان بود ، فرمان داد تا در هر جمعه ، پس از انجام نماز جمعه و جماعت ، سلطان محمّد خدابنده ميرزا ، فرزند تهماسب را در مسجد جامع هرات ، به خدمت شيخ آورده ، تا از مراتب سماع حديث ، برخوردار گردد ، و از اوامر و نواهى عزّ الدّين ، كاملا فرمان‌بردارى نمايد ، و
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 179 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني