بارى عزّ الدّين ، به دنبال بازگشت از مكه مكرمه ، در شهرهاى بحرين اقامت گزيد ، و روزگارى از پايان عمرش را در آنجا به تدريس علوم دينيه اشتغال ورزيد تا دعوت حق را لبيك گفت ، و در همانجا مدفون شد و مقبرهاش معروف ، و مزار شيعيان اهل بيت است ، و از زيارت قبر او بهرهگيرى مىنمايند ، و مزارش محل استجابت دعوات مردم همان محل است .
ازآنپس ، كه خبر رحلت عزّ الدّين ، به فرزند ارجمندش شيخ بهايى رحمه اللّه رسيد ، شيخ بهايى ، سوگنامهاى كه در كمال لطافت - و از جمله سوگنامههاى معروف است - سرود ، و ما پيش از اين آن را نگاشتيم « 1 » .
هامش
( 1 ) - مؤلف ، لؤلؤه مىنويسد : مقبرهء شيخ عزّ الدّين ، والد شيخ بهايى در محل مصلاى يكى از دهكدههاى بحرين است ، و در حال حاضر هم معروف و مزار است ، مؤلف مزبور از پدرش نقل مىكند آنگاه كه عزّ الدّين در مكه مكرمه بود ، تصميم گرفت تا آخر عمر در جوار بيت اللّه اقامت كند ، در يكى از شبها در خواب ديد قيامت به پا شده ، و فرمان از طرف خداى متعال آمد تا زمين بحرين و هرچه در آن است را به بهشت ببرند ، به دنبال اين رؤيا ، ترجيح مىدهد كه تا آخر عمر در بحرين بماند و در آنجا بميرد و مدفون شود . به همين مناسبت از مكه مكرمه عازم بحرين شد ، در آن اوقات علماى بحرين ، همواره در يكى از مساجد جد حفص اجتماع مىكردند ، به مجرد اينكه شنيدند ، شيخ عزّ الدّين عازم بحرين است ، يقين كردند عزّ الدّين پس از ورودش به بحرين ، در آن مجلس شركت خواهد كرد ، در ميان اعلام بحرين ، شيخ داود بن شافير كه در فن جدل مهارتى بسزا داشت ، عنوان ويژه داشت ، ليكن آن اوقات مسافرتى با ديگر اعلام بحرين پيدا كرده بود ، علماى بحرين براى آنكه علاج واقعه پيش از وقوع كرده باشند ، و از هر سو سر راه بر عزّ الدّين گرفته باشند ، با شيخ داود ملاقات ، و با التماس از وى درخواست كردند ، تا در مجلس آنها شركت كند ، پس از آنكه عزّ الدّين وارد بحرين شد ، علما به ديدار او شتافتند ، و عزّ الدّين در خلال گفتگوها ، از آن مجلس اطلاع پيدا كرد در ، يكى از روزها عزّ الدّين در آن مجلس شركت كرد ، و آن هنگام در ميان علماى بحرين ، عالمى در عرض عزّ الدّين نبود ، و طبق معمول مجلس معمول مجلس مناظره ميان علما اتفاق افتاد ، شيخ داود پيشدستى كرده و با آنكه بههيچوجه طرف نسبت با عزّ الدّين نبود ، به مناظره و مباحثه با او