چنان مرامى نبوده ، و اين هم در دوران گذشته ، در ميان اعلام ما ، به ويژه شهيدين و علامه شهرتى بسزا داشته است بنابراين ، تأليف كتاب ، براى امير على شير دليل بر اين مدعا نمىشود ، زيرا ، اين رويه هم در ميان اعلام ما شايع بوده ، و از قديم و جديد بدين طرز رفتار مىشده است ، به ويژه خواجه نصير الدّين طوسى ، و ابن ميثم بحرانى در تأليف شرح نهج البلاغة و امثال ايشان از ديگر از اعلام خاصه ، بدين كار دست زدهاند ، گذشته از اينكه باب تقيه مفتوح بوده ، و ضرورت هم گاهى ايجاب مىكرده است تا كتاب خويش را ، به نام ديگران بنويسند ، بهترين دليل تأليفات خود الهى است كه نشان مىدهد ، تمايل ويژهاى به مرام اصحاب ما داشته است .
بهويژه كتابهاى فقهى و اصول فقهى و اصول دينى او ، حاكى از اين حقيقت بوده است . و من ، اكثر تأليفات او را ، در شهر اردبيل ، به خط خود او ديدهام ، و در برخى از آثارش ، بسيار از تشيّع دم مىزند ، و بدون توقف ، زبان قلم به طعن ديگران مىگشايد ، به خصوص ، در بعضى از اجازاتش كه براى يكى از شاگردانش نوشته به اين موضوع ، تصريح كرده است ، علاوه بر اين ، پس از روى كار آمدن شاه اسماعيل و نقشى را كه وى در انقلاب خود داشته ، هيچگونه عكسالعملى از خويش ، نشان نداده و تقيه هم نكرده است ، زيرا ، عامه تقيه را روا نمىدارند و هرگاه الهى ، از آنان مىبود ، بايد هيچگونه تقيهاى نمىكرد ، گذشته از اين ، كلام مورخان ، بهويژه آنچه را ، از تحفه سامى نقل كرديم صريح در تشيّع اوست و خدا را سپاسگزاريم كه هيچگونه شكى در تشيّع او نمىباشد .
الهى ، در اكثر علوم ، تأليفات و رسالهها و فوائد و افادات و كتابهاى مدون ، و حاشيههاى پراكنده و تعليقات پارسى و تازى ، از خود به يادگار گذارده است ، كه همگى آنها متجاوز از سى كتاب مىباشد ، و من حداكثر
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص١٤٦