تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
سام ميرزا ، فرزند شاه اسماعيل صفوى ، در كتاب تحفه سامى كه به پارسى نوشته است گويد « 1 » : الهى ، در آغاز جوانى دست طلب و ارادت به دامن شيخ حيدر بن شيخ صفى الدّين اردبيلى ، جد سلاطين صفوى در اردبيل ، دراز كرد و پس از آن ، به اشاره آن مرشد طريق ، عازم خراسان شد ، تا در آنجا به تحصيل كمالات بپردازد و از بركات انفاس آن حامى فقرا و مرشد اوليا ، در علوم عقلى و نقلى مهارت يافت ، سپس عازم اردبيل شد و به نشر علوم پرداخت ، تا در سال 905 هجرى قمرى در سن متجاوز از هفتادسالگى درگذشت . مؤلف گويد : مشاجرات و مناظراتى ، ميان او و شيخ على كركى ، در مسائلى بسيار ، اتفاق مىافتد كه ناچار جريان به منافرت ، و معادت ، منتهى مىشد ، خداى غفور ، ما و آن‌ها را بيامرزاد .
هامش
( 1 ) - سام ميرزا در تذكره تحفه سامى ضمن صحيفه دوم ، در ذكر علما مىنويسد : مولانا حسين اردبيلى ، عامل كامل و نكته‌دان فاضل بود ، كواكب فضائل نفسانى ، از مطلع آن معلم ثانى طالع ، و انوار تجرد ، در اكثر فنون و مقاصد علوم از مواقف تأليف و تحريرش ساطع ، در اوائل حال و جوانى ، در خدمت حضرت ارشاد پناه ، هدايت دستگاه ، سلطان حيدر صفوى قدّس سرّه العزيز مشرف بوده ، به اشارات شفا بشارات آن قدوه ارباب نجات ، جهت تحصيل كمالات ، روى توجه به جانب خراسان شده بود ، و در اكثر علوم معقول و منقول ، سرآمد ارباب ، كمال گرديد ، و ازآنجا معاودت فرموده خادم خطيرهء مقدسه گشت ، و اوقات فرخنده ساعاتش به نشر علوم مىگذشت ، و در شهور سنه خمس و تسعمائه ( 905 ) به رحمت حق پيوست ، عمر شريفش ، از هفتاد سال متجاوز بود ، گاهى تفنن به گفتن شعر مىفرمود ، اين رباعى در توحيد ، از آن سردفتر ارباب تجريد است .اى گشته ز ذات خود هويدا چون نور * ذرات جهان ز نور تو گشت ظهور كنه تو ز دانش خردها مستور * وجه تو ز ادراك نظرها همه دور- م .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 144 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني