آستارايى ، صاحب تأليفات ، يادداشتها ، و افاداتى است ، كه من برخى از آنها را ، در رشت از شهرهاى گيلان ديدهام ، از آن جمله حاشيهء شرح هياكل علامه دوانى و رساله مصطفويه در تحقيق خير و شر ، بنا به رويه حكما و صوفيه و اين رساله ، تلفيق و تركيب از عربى و پارسى است ، و ضمنا حواشى بسيارى هم خود او بر آن رساله داشته ، و رسالهاى فارسى ، در وحدت وجود ، طبق مذاق صوفىها و اشراقىها ، و رسالهاى مختصر و فارسى شرح اسماء الحسنى در تفسير اسماء الحسنى و رساله حديقة الانوار در جواب شبهه ابن كمونه راجع به قدم حوادث روزانه و تعليقاتى فارسى بر رساله جام گيتىنما ، قاضى امير حسين ميبدى ، در فن حكمت ، و براى اطلاعات بيشتر به احوال او مراجعه شود .
حاج حسين بن صغانى
وى ، از بزرگان علماى اماميه و فقهاى روزگارش بود ، و محمّد بن داود مؤذن جزينى ، پدر شمس الدّين محمّد جزينى ، پسر عموى شهيد ثانى ، از وى روايت مىكرده است ، و سند روايتى او ، از اجازهاى كه ، شيخ شمس الدّين ابن مؤذن ، به شيخ على بن عبد العالى ميسى معروف داده است ، استفاده مىشود . و ممكن است در لابلاى كتابمان به وى اشارهاى بشود . و نسخهء اجازه وى ، خوانا نبود و همان اندازه را كه توانستيم نقل كرديم « 1 » .
هامش
( 1 ) - نسخه اين اجازه ، كه تاريخ آن 11 محرم الحرام سال 884 هجرى بوده ، در مجلد اجازات بحار مىنويسد : و اجزت له رواية كتاب ارشاد الاذهان ، الذى عندى و ما علمته به خط ابن عمى الشهيد و العمل به عنى عن والدى ، عن زين الحاج و المعتمرين حسين العقابى ، عن حميه ابن عمى الشهيد ، ظاهر عبارت به جاى صغانى ، در نسخه اصل ، كه گردآور شده ، در مجلد 108 طبع جديد ، عقابى آمده است - م .