اين سيد در روزگار تهماسب از جبل عامل به ايران آمد ، و مقام شيخ الاسلامى اردبيل را عهدهدار شد . و مدت زمانى به كارهاى شريعتى مردم آن سرزمين روزگار مىگذرانيد ، پس از اين به لشكرگاه سلطان آمد و امور آنجا تحت نظر او بود .
سيد حسين بر تكيهگاه اجتهاد برقرار بود ، و در نزد سلطان با كمال عزت به سر مىبرد ، و شخصيتى عالىمقام ، و فطرتى كامل و حافظهاى عظيم داشت ، و گاهى خود در لشكرگاه سلطان به امور داورى مىپرداخت ، و هر روز گروههاى مختلف به محكمهء او مراجعه مىكردند و منشيان موظف بودند در سندهاى محكمهء او نام او را به لقب خاتم المجتهدين مزيّن بدارند ، هرچند علماى عصر از نوشتن و اعتراف كردن به اين عنوان از او مضايقه مىكردند ، در عين حال ممانعتى به عمل نمىآوردند ، و خود را در مقابل عمل انجام شدهاى قرار مىدادند . سيد حسين دانشورى زبانآور و نمكين كلام بود ، و آثار ارزندهاى در فقه و حقانيت مذهب اماميه اثناعشريه ورد بر مرامهاى ابداعى دارد .
ملا نظر على ، شاگرد شيخ بهايى در رسالهاى كه در شرح حال شيخ بهايى نوشته ، در طى آن اظهار مىدارد ، اسماعيل ميرزا صفوى ، پس از درگذشت پدرش شاهتهماسب در قزوين بر سرير سلطنت جلوس كرد ، و به مناسبت اينكه با ملا زين العابدين ، معلم اسماعيل ميرزا ، به واسطهء ارتكاب پارهاى از كوتاهىها ، در قلعه قهقهه كه واقع در آخر ولايت قراداغ آذربايجان است ، محبوس شده بود وى با گروهى از قلندران عامه ارتباط پيدا كرده بود و به مناسبت همآهنگى كه اسماعيل با معلمش داشت ، از مذهب شيعه و رويه نياكانش به طور كلى انحراف حاصل كرد ، پس از آنكه تسلط كامل پيدا نمود ، در شهرها ايران كمال مزاحمت و آزار را براى علماى شيعه ايجاد كرد
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 106
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص١٠٦