نداشته و چنان اجازهاى بلاواسطه بىسابقه است و يا محتمل است ابن عشرت دو تن بوده كه يكى بىواسطه و ديگرى باواسطه از شهيد روايت مىكردهاند « 1 » .
پس از اين خواهد آمد كه شيخ حسن بن يوسف بن احمد و شيخ عزّ الدّين حسن بن يوسف معروف به ابن عشرت هر دو تن يكى و متحد با مترجم فعلى ماست « 2 » .
هامش
( 1 ) - شيخ يوسف در لؤلؤ مىنويسد : ابن عشرت به توسط ابن فهد از فخر المحققين روايت مىكرده پس از اين مىنويسد به اجازهاى كه ابن فهد براى ، ابن عشرت نوشته دست يافتم و اشكالى كه در آن اجازه به نظر من وجود دارد آن است كه ابن عشرت بنا به گفته ابن ابى جمهور از شهيد بدون واسطه روايت مىكرده و در اين اجازه ظاهر است كه با دو واسطه از شهيد روايت داشته است يكى ابن فهد و ديگرى ابن خازن جزائرى انتها اجازه مزبور كه در 12 ماه شعبان سال 840 هجرى نوشته شده است و نسبتا مفصل است صورت آن در كشكول مؤلف لؤلؤه آورده شده در آن مىنويسد : و اجزت له اى ابن عشرت ان يروى عنى عن شيخ السعيد المرحوم زين الدّين على بن الحسن الخازن الحائرى جميع مصنفات السعيد الشهيد ابى عبد اللّه محمّد بن مكى قدّس سرّه در اين اجازه كنيهء ابن عشرت ابو على و نامش حسن آمده است .
در روضات الجنات ذيل احوال ابن فهد مىنويسد : ابن عشرت از دانشمندان متفكر و از خاندان مشايخ بزرگوار است چهل مرتبه به حج بيت اللّه مشرف شد و مردم را از افادات خود بهرهمند مىساخت و از شاگردان سيد حسن اعرج شاگرد شهيد اوّل به شمار مىآمد و حدود سال 862 هجرى به بهرهگيرى از اعلام مىپرداخت ابن عشرت به دعا و عبادت رغبت فراوانى داشت و عالمى پرهيزكار بود و پيش از درگذشت خود مرقد خويش را حفر كرد و پس از آنكه درگذشت در همان قبرى كه بدست خود حفر كرده بود مدفون شد و محل قبر او در كرك جبل عامل است و سال فوت او معلوم نيست از امل نقل كرده مادرش يك بطن ده فرزند كه همشان در پرده قرار داشتند زاييد از آنها همين يكى باقى ماند و به اين جهت او را ابن عشره ( ده پسر ) خواندند ريحانه به نقل از مستدرك مىنويسد ، اين احتمال مستبعد است و در امل همچنين واقعهاى نقل نشده است و حق آن است كه بنا به ضبط مؤلف عشرت به كسر عين و سكون شين به معناى خوشگذرانى بوده باشد .
( 2 ) - مؤلف امل در دو موضع از ابن عشرت نام برده يكى به عنوان جمال الدّين حسن بن عشره كه از شهيد اوّل روايت مىكرده و ديگرى شيخ عزّ الدّين حسن ابن على كه از ابن فهد و ابو طالب محمّد فرزند شهيد اوّل روايت مىكرده و مؤلف هم در آينده به نام عزّ الدّين