آنگاه كه دوست و دعاگوى او ، نعمة اللّه بن على بن احمد بن محمّد بن على بن خاتون عاملى براى زيارت خانه خدا و زيارت مرقد مطهر رسول اكرم و ائمه طاهرين عليهم السّلام موفق شدم در روز دوازدهم ذيحجه در حدود سال 977 هجرى در حرم مطهر حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله با وى ملاقاتى اتفاق افتاد و پس از آنكه در آن روز مبارك كه طبق نص به خصوصى كه رسيده است عقد اخوت در آن مقام محترم ، سزاوار بوده با وى عقد اخوت بستم و به دنبال آن از اين فقير درخواست كرد تا اجازهاى كه از مشايخ خود دارم براى او بنگارم آن روز كه به كدورت خاطر دچار بودم مختصرى يادداشت كردم و به وى وعده كردم تا پس از بازگشت به وطن خويش اجازهء مفصلى براى او بنويسم .
اينك آن هنگام فرا رسيده است كه به عهد خود وفا كنم و عنان قلم را بهسوى او توجه دهم و هرگاه آن پيمان نبود و حقوق و تفضلات گذشته و حال را كه از سوى او برخوردار شدهام وجود نمىداشت ، نمىتوانستم شكر محبتهاى بىاندازهء او را به جاى آورم . و هرچند اهليت براى او اجازه نداشتم و نمىتوانستم در اين دايره پاى گذارم ، در عين حال حسب وعدهاى كه داده بودم در چاره ازهرجهت به روى من مسدود شده بود . با اميدوارى به خدا و حصول آرزوى خويش از خداى خويش درخواست كردم تا اجازهء من مورد قبول پيشگاه او قرار بگيرد . و باللّه المستعان و عليه التكلان .
اين است كه به وى اجازه مىدهم تا به آنچه از طريقه پسنديده و سلسله معظم از دانشمندان معاصر در اختيار من درآمده و اعلام فضلا ، مرا بدان مفتخر داشتهاند مجاز باشد . و به وى توصيه مىكنم تا راه تقوا را كه به من سفارش كردهاند كه آشكار و نهان بدان متوجه باشم و مراقبت كنم ، مواظبت كند و علوم معقول و منقول را با انواع مختلفى كه دارند و تكثر اسانيدى كه به مصنفين آنها مىرسد ، روايت كند .
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 359
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣٥٩