او كه سلاله رسالت و فتوتند ، صلوات اللّه عليهم اجمعين ، روايت كند . پس او به همان نحوى كه يادآورى شد مىتواند با كمال توفيق و تسديد ، آنها را روايت كند و او و خودم را در آشكار و نهان به تقوا توصيه مىكنم و اضافه مىكنم تا در ظاهر و باطن خداى تعالى را در نظر داشته باشد و خدا به او توفيق عارفان اعطا كند و او و ما را به راه سالكان راستين هدايت فرمايد . و از او درخواست دارم تا در خلوتها و جلوتها و در تعقيب نمازها به ويژه در بيت اللّه الحرام و مشاعر عظام و در حضور حضرت رسالت و خاندان نيكوكار آن حضرت از من ياد كند و از اين يادآورى كه از بهترين آرزوهاست فراموش نفرمايد و اين اجازه را بندهء نيازمند ، نعمة اللّه بن على بن احمد بن على بن خاتون عاملى عاملهم اللّه بعفوه و صفحه در روز يكشنبه 13 ماه شوال سال 983 هجرى به پايان آورد .
مؤلف گويد : تا بدينجا آنچه را كه از اجازهء وى لازم مىدانستيم ، متذكر شديم و در اين موقع شايسته است به اجازه شيخ حسين بن عبد الصمد اشاره كنيم وى ، در آغاز اجازهاش مىنويسد : « و بعد آنگاه كه خدا بر من منت نهاد و سال 983 هجرى به حج بيت اللّه تشرف حاصل شد « 1 » . . . »
138 - شيخ حسن بن على بن داود رئيس ادبا
وى ، فاضلى عالم و جليلالقدر بوده و رسالهاى دارد كه در آن از ائمه طاهرين روايت مىكند . و من در حال حاضر از روزگار او كه در چه هنگامى مىزيسته است ، اطلاعى ندارم آرى ، سيد حسين مجتهد حسينى عاملى ، در كتاب دفع المناواة عن التفضيل و المساواة ، از وى نام برده و رساله مزبور را به وى نسبت داده است و قرينه حكايت از آن دارد كه وى ، ابن داود صاحب رجال كه ذيلا نام برده مىشود ، نمىباشد .
هامش
( 1 ) - مختصرى از اجازه شيخ حسين را مؤلف پيش از اين متذكر شده است - م .