ان خير المداح من مدحته * شعراء البلاد فى كل ناد
هرگاه ، روزگار بداند ابن عميد از فرزندان اوست نسبت به فرزندان ديگرش به چشم حقارت مىنگرد . و ستايش من از او ، هرگاه به درازا كشد به اندازهاى خواهد شد كه گردنها تاب پذيرش آن را ندارد ، و ناچار به حالت خميدگى درخواهد آمد .
آرى ، برترين ممدوح آن كسى است كه سرايندگان دورترين شهرها ، به ستايش او مىپردازند .
و از سرودههاى اوست :
كم نعمة عندك موفورة * للّه فاشكر يا ابن عباد
قم فالتمس زادك و هو التقى * لن تسلك الطرق بلا زاد
اى پسر عباد ، از خدا و نعمتهاى بىاندازهء او سپاسگزارى بنما ، و به منظور سپاسگزارى ، به تحصيل زاد و توشه ، كه پرهيزكارى است اقدام كن ، و بدانكه بدون زاد و راحله ، نبايد راهى سفر شد .
از آثار نظمى اوست كه سيد مرتضى در غرر و درر خود نقل كرده است :
لو شق عن قلبى يرى وسطه * سطران قد خطا بلا كاتب
العدل و التوحيد فى جانب * و حب اهل البيت فى جانب
هرگاه دل مرا بشكافند در درون آن دو خطى مشاهده مىشود كه كاتب مردمى آن را ننگاشته است . در جانبى از آن توحيد و عدل نوشته شده است ، و در جانب ديگرش دوستى اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام .
برخى از نويسندگان عامه وى را معتزلى معرفى كردهاند ، و حال آنكه او از اين مرام بيزار و بدور است و مقام او والاتر از آن است كه دامن خود را به پذيرش آن بيالايد .
ثعالبى ، به مناسبت يادآورى از صاحب مىنويسد : در حال حاضر عبارتى در اختيار ندارم كه بتوانم به توسط آن از مقام والاى علم و ادب صاحب ، تعريفى كرده باشم ، و از جلالت شأن و مراتب جود و كرم او سخنى اظهار