اعلى حب على * لا منى القوم سفاها
اول الناس صلاة * جعل التقوى حلاها
ردت الشمس عليه * بعد ما غاب سناها
چه كسى مانند آقاى من على است ، همان على كه در ميدان جنگ ، آتش دلاورى او خار و خاشاك ميدان نبرد را شعلهور مىسازد . و چه كسى مانند او ، آهوى تيزتك ميدان را شكار مىكرد . و براى چه كسى جز او در هر روز پيشآمدهايى اتفاق مىافتاد .
و چه بسيار دندانهاى نبرد را به دندان تيز شمشير بران خود شكسته ، و صاحب آن را از پاى درآورده است . كارهاى روز جنگ بدر او را به خاطر بياوريد كه من بهجز آن به جنگ ديگرى كار ندارم . از روز جنگ احد او يادآورى كنيد كه او ، خورشيد درخشان آسمان آن كارزار بود . از جنگ حنين او ياد كنيد ، كه او در آن جنگ چون ماه شب چهارده مىدرخشيد .
جنگ احزاب او را به خاطر گذرانيد كه او ، شير ژيان نبرد به حساب مىآمد .
از دل در خود تپيده عمرو بن عبد ود ، ياد كنيد كه چگونه به درخشش شمشير مولاى من از كار افتاد . از قصه سورهء برائت به زبان آوريد ، تا باور كنيد چه كسى ، تلاوتكنندهء آن بود . از كسى يادآورى كنيد كه همسر ارجمندش ، زهراى مرضيه بوده ، كه جايگاه او پاك و پاكيزه است . بدانكه ، موقعيت او به منزلهء هارون ، براى موسى است . شگفت اينجاست كه مردمى نادان مرا به ارادتمندى به على عليه السّلام سرزنش مىكنند مگر اينان نمىدانند ، على عليه السّلام نخستين بزرگوارى بود ، كه نماز گزارد و پرهيزكارى را شيوه خود قرار داد . على عليه السّلام همان نيرومند محبوب خدا بود كه خورشيد ، پس از غروب كردن ، به خاطر او بازگشت .
از سرودههاى اوست :
لك اللّه كم اودعت قلبى من اسى * و كم لك ما بين الجوانح من كلم
لحاظك طول الدهر حرب لمهجتى * الا رحمة تثنيك يوما لى سلمى