و غسلت رجلى ضلة * و صحت خفى فى سفر
و اقول فى يوم تحا * رله البصائر و البصر
و الصحف ينشر طيها * و النار ترمى بالشرر
هذا الشريف أضلنى * بعد الهداية و النظر
ما لى مضل فى الورى * الا الشريف أبو مضر
فيقال خذ بيد الشريف * فمستقرّ كما سقر
لوّاحة تسطو فما * تبقى عليه و لا تذر
مترجم گويد : در اين موقع كه به نگارش اشعار فوق مىپرداختم اشعار ذيل كه تقريبا ترجمهاى از آنهاست به خاطر آمد ، و هو الموفق و المعين .
قسم بمشعر و صفا * قسم به خانه و حجر
اگر شريف موسوى * ابو الرضا بن بو مضر
كند ابا و باز پس * نياورد مرا تتر
اميه را ز جان و دل * شوم اليف و راهبر
دل از على كنم تهى * شوم فدائى عمر
به ياد سومينشان * فغان كنم از اين خبر
به سوگ طلحه و زبير * به شعرهاى مبتكر
به ذكرشان بسر برم * تمام روز تا سحر
بگويم عاق عايشه * جهان نموده پرشرر
بگويمى امامتان * فرار كرده چون دگر
بگويمى معاويه * خطا نكرده بل قدر
گناه خارجى بود * على على مغتفر
بگويمى يزيد هم * نخورد مى نكرده شر
نكرده لشگرى گسيل * بجنگ سيد بشر