كربلا شهيد مىكنند . « ام سلمه » مىگويد : آنگاه از خاك كربلا مشتى برداشت و به حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله نشان داد . هنگامى كه لشكر دشمن ، حسين عليه السلام را محاصره كردند و خواستند او را به شهادت برسانند ، پرسيد : اين زمين چه نام دارد ؟ گفتند :
كربلا . حسين عليه السلام فرمود : رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله راست فرمود كه اين زمين ، « كرب » و « بلا » است . « طبرانى » و « ابو نعيم » اين حديث را نقل كردهاند .
[ همان كتاب 6 / 106 ] از « ام سلمه » نقل كرده است كه حسين عليه السلام به اتاق پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله وارد شد ، در حالى كه من دم در نشسته بودم . متوجه شدم كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله چيزى در دستش مىگرداند و حسين عليه السلام هم روى شكم حضرت خوابيده است .
عرض كردم : يا رسول الله ! از در خانه كه نشسته بودم متوجه شدم همچنان كه كودك روى بدن شما به خواب رفته است ، چيزى را در دست مباركت مىگردانى ؟
و اشك از ديدگانت جارى است ؟ فرمود : آرى ، هنگامى كه « جبرئيل » بر من نازل شد ، مقدارى از تربت سرزمينى كه حسين عليه السلام در آنجا به شهادت مىرسد برايم آورد و به من اطلاع داد كه امّتم او را به شهادت مىرسانند . « ابن ابى شيبه » اين حديث را روايت كرده است .
[ هيثمى در مجمع 9 / 987 ] به سند خود ، از « عايشه » روايت مىكند كه گفت : هنگامى كه « جبرئيل » نازل شده بود و مراتب وحى را بر رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله ابلاغ مىكرد ، حسين عليه السلام وارد شد و بلادرنگ بر پشت و شانهء آن حضرت قرار گرفت . « جبرئيل » گفت : اى محمد ! اين كودك را دوست مىدارى ؟ در پاسخ گفت :
چگونه او را دوست نداشته باشم حال آنكه او فرزند من است ! « جبرئيل » گفت :
امّتت پس از ارتحال تو ، او را مىكشند . در همان لحظه « جبرئيل » دستش را دراز كرد و تربت سپيد رنگى را به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله داد و اظهار داشت : در اين سرزمين است كه اين فرزندت به شهادت مىرسد و نام آنجا ، « طفّ » است . پس از آنكه « جبرئيل » از حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بيرون رفت . حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله از خانه
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 252
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٥٢