باب دوازدهم « جبرئيل » از شهادت حضرت سيد الشهداء عليه السلام به رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اطلاع داد و مقدارى از تربت مدفن آن حضرت را به پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله تقديم كرد
[ مستدرك حاكم 3 / 176 ] به سند خود ، از « شدّاد بن عبد الله » از « امّ الفضل » دختر « حارث » روايت كرده است كه در يكى از روزها ، « ام الفضل » حضور مبارك رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شد و عرض كرد : يا رسول اللَّه ! ديشب خواب وحشتناكى ديدهام ! رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : چه خوابى ديدهاى ؟ گفت :
خواب بسيار وحشتناكى ! فرمود : خواب را بيان كن . « ام الفضل » گفت : در خواب ديدم كه پارهاى از بدن شما جدا شد و در دامن من قرار گرفت . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : بر خلاف انتظار تو ، خواب بسيار خوبى است ؛ به زودى از فاطمه عليها السّلام پسرى متولد مىشود و در دامن تو قرار مىگيرد ( و تو دايگى او را به عهده مىگيرى ) .
طولى نكشيد امام حسين عليه السلام تولَّد يافت و او را به « امّ الفضل » سپردند . در يكى از روزها ، خدمت پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شرفياب شدم و كودك را در دامن پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله