را با اموال و فرزندان فراوان كمك كند و باغهاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختيارتان قرار دهد .
[ تهذيب التهذيب ابن حجر 2 / 298 ] مىنويسد : « جويريه » گفت ، هنگامى كه امام حسن عليه السلام شهيد شد ، « مروان » در تشييع جنازهء ايشان حضور داشت و مىگريست ! امام حسين عليه السلام به او ، فرمود : چگونه بر مرگ برادرم گريه مىكنى ، حال آنكه جرعههاى غم و اندوه را به او خورانيدى ؟ ! در پاسخ گفت : گريهء من براى آن بزرگوارى است كه بردباريش از كوه بيشتر بود ! !
[ صواعق محرقه ابن حجر ص 83 ] از « ابن سعد » از « عمير بن اسحاق » روايت كرده است كه هيچگاه از امام حسن عليه السلام كلمهء ناسزا شنيده نشد مگر يك دفعه ، آن هم بر اثر خصومتى كه در رابطهء با زمينى كه با « عمرو بن عثمان بن عفّان » داشت . نسبت به وى فرمود : « عمرو بن عثمان » هيچگونه اعتبارى در نزد ما ندارد ، مگر به همان اندازه كه دماغش را به خاك بمالد . « عمير » گفته است كه بدترين كلمهاى كه از زبان ايشان شنيدهام فقط همين كلمه بود ! ! ( تا آنجا كه گفته است ) دورانى كه « مروان » استاندارى مدينه را به عهده داشت ، هر جمعه پيش از انجام نماز جمعه در خطبهاى كه ايراد مىكرد ، نسبت به حضرت على عليه السلام ناسزا مىگفت : در يكى از روزها ، شخصى را همراه نامه پر از فحش و دشنام بسوى امام حسن عليه السلام گسيل داشت . پس از آنكه آن مأمور آن نامه را به امام حسن عليه السلام رساند ، ايشان فرمود : وقتى با « مروان » ملاقاتى كردى ، از جانب من به او بگو : به خدا سوگند ! من با گفتن دشنام به تو چيزى را محو نمىكنم و ليكن ( صبر مىكنم و چيزى نمىگويم كه ) وعدهگاه من و تو ، در پيشگاه خدا خواهد بود ؛ اگر در آنچه نسبت به من ابراز داشتهاى راستگو بودهاى ، خداى تعالى پاداش خوبى به تو كرم فرمايد و اگر نسبت به آنچه دربارهء من اظهار داشتهاى دروغگو باشى ، خداى تعالى براى انتقام گرفتن از همه مردم شايستهتر است !
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 213
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢١٣