در روايتى آمده است كه امام حسن عليه السلام به امام حسين عليه السلام ، فرمود : اى برادر ! مرگ من فرا رسيده است و به زودى از تو جدا مىشوم و به پروردگارم مىپيوندم . اى برادر ! پارههاى جگرم را در طشت مشاهده كردم و مىدانم از ناحيهاى دچار مسموميت شدهام . اينك تو را به حقى كه بر تو دارم سوگند مىدهم ، در اين رابطه هيچگونه حرفى به زبان نياورى ، هرگاه از دنيا رحلت كردم مرا غسل مىدهى و كفن مىكنى و جنازهء مرا به طرف مرقد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله حمل مىكنى تا با حضرت او عهدى تازه كنم . پس از آن جسد مرا بسوى قبر جدهام فاطمه دختر « اسد » مىبرى و در آنجا به خاك مىسپارى . تو را به خدا سوگند مىدهم ، در رابطهء با شهادت من سعى كنيد به اندازه وسيله خونگيرى هم خون ريخته نشود .
در روايتى آمده است : خطاب به امام حسين عليه السلام ، فرمود : اى برادر ! سه بار مسموم شدم و هيچ بار به اندازهء زهرى كه در حال حاضر آشاميدهام مرا از پاى درنياورده است . امام حسين عليه السلام پرسيد : چه كسى شما را مسموم ساخته است ؟
امام حسن عليه السلام فرمود : از سؤال تو پيداست كه تصميم دارى او را از پاى درآورى ؟
گفت : آرى . امام حسن عليه السلام آنها را از درخواست پاسخ منصرف ساخت و امرشان را به عهدهء خدا واگذار نمود .
« ابن عبد البرّ » اين حديث را روايت كرده است .
در روايت ديگر آمده است : چندين بار مسموم شدهام ، هيچگاه مانند اين دفعه دچار مسموميت نشدهام ، براى اينكه اين بار پارههاى جگرم را در طشت مشاهده كردم و با چوبى آنها را به حاضران نشان مىداد . امام حسين عليه السلام از ايشان پرسيد : چه كسى شما را مسموم ساخته است ؟ فرمود : اگر فلان كس كه مظنون من است مرا مسموم ساخته باشد ، خداى تعالى سختتر از وى انتقام خواهد گرفت و اگر او نيست و ديگرى است ، راضى نيستم بىگناهى را به خاطر من از پاى درآوريد .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 216
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢١٦