تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠

باب صد و نود سوّم پاسخ از ياوه گوئيهاى عمران بن حطان خارجى - لعنه اللَّه تعالى -

[ استيعاب ابن عبد البر 2 / 471 ] به سند خود ، از « عبد الله بن مالك » روايت كرده است كه پس از آنكه حضرت على عليه السّلام مضروب شد ، طبيبها را براى مداواى آن حضرت دعوت كردند . در ميان ايشان ، « كثير بن عمرو سكونى » بود كه از همه اطباء داناتر و به كار طبابت بيناتر بود و او را « اثير بن عمرو » مىخواندند كه طبيب مخصوص كسرى ، پادشاه ايران ، بود و همان كسى است كه صحراى « اثير » به نام او ناميده شده است . وى دستور داد گوسفندى را ذبح كنند و شش آن حيوان را از درونش بيرون آوردند و همچنان كه داغ بود ، رگى را از ميان آن خارج كرد و آن را در ميان شكاف سر مبارك داخل كرد و اندكى در آن دميد ، سپس آن رگ را بيرون كشيد و آثار مغز سر مبارك را بر آن مشاهده كرد و در اين هنگام متوجه شد كه شمشير بر فرق سر مبارك وارد شده است . پس از معاينه به عرض رسانيد : يا امير المؤمنين ! اگر وصيتى داريد ، بيان فرمائيد . كه رحلت شما قطعى است .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 440 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى