آنكه اين واقعهء دلخراش اتفاق افتد ، به مردم اطلاع مىداد كه به زودى محاسنم از خون سرم رنگين مىشود ! اينك خداى تعالى گناه قاتل او را عفو نكند و همچنين گور « عمران بن حطَّان » را گرم بدارد و آن را از آب عفو خويش سرد نگرداند ؛ اين نفرين بدان جهت است كه وى در حق سيه بخت مجرمى كه پايهء ستمگرى را هر چه بيشتر استوار كرده ، چنين سروده است : ضربتى از پرهيزگارى به ظهور پيوسته و او در اين ضربتى كه بر سر على عليه السّلام نواخته است ، جز رضاى خدا قصد ديگرى نداشته است ؟ ! حال آنكه چنين نبود ، بلكه اين نيت از دلى برخاسته كه سراسر آن را آتش حسادت فراگرفته بود و طولى نمىكشد خداى بخشنده را در حالى ملاقات مىكند كه به وى خشمگين است . پيداست كه او از ضربتى كه بر سر مولا نواخته است ، تصميم داشته جايگاه خود را از آتش دوزخ مملوّ بسازد و به شكنجهء هميشگى گرفتار شود .
[ نور الابصار شبلنجى ص 98 ] مىنويسد : هنگامى كه « عمران بن حطان رقاشى خارجى » اين ابيات را براى آرامش قلب خود و در ضمن آن ، تبريك به پسر « ملجم » سرود كه :
للَّه درّ المرادى الذى فتكت
كفّاه مهجة شرّ الخلق انسانا
يا ضربة من تقىّ ما اراد بها
الَّا ليبلغ من ذى العرش رضوانا
انّى لا ذكره يوما فاحسبه
أوفى البريّة عند اللَّه ميزانا
؛ خدا به پسر « ملجم » خير و نيكى عطا كند كه دل بدترين آفريدهء خدا را لرزانيد ؟ ! و از زنده بودن در اين دنيا نجات بخشيد و ضربتى كه بر سر على نواخت ، از سوى پرهيزگارى بود كه جز رضاى خدا نظر ديگرى نداشت ! ! ! و من هر روز كه به ياد او مىافتم مىبينم در ميان آفريدگان ، ميزان هيچ بندهاى سبكبارتر از ميزان او نمىباشد ! ! ! « ابو طيب طاهر بن عبد الله شافعى » در پاسخ از ياوه سرائى او ، ابيات ذيل را سرود :