تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
نمىكشد كه با ستايش و مدح خود ، بردهايى را بر اندام تو مىپوشانم ؛ اينك اگر ستايش من در خور شما باشد ، كسب بزرگوارى براى خود نموده‌ام و يقين دارم كه با سرودن اين ابيات ، پاداش و عوض آن را به شما تقديم نكرده‌ام ؛ براستى ثناگسترى ياد صاحبش را زنده مىدارد ، چنان كه باران دشت و كوه را حيات مىبخشد ؛ از خيرى كه روزگار به تو عطا مىكند ، بديدهء بىنيازى منگر كه هر بنده‌اى از پاداش كارى كه انجام مىدهد بهره‌ور مىشود . آنگاه حضرت على عليه السّلام دستور داد دينارها را بحضورش بياورند . صد دينار به وى جايزه داد . « اصبغ » گويد كه به عرض كردم : يا امير المؤمنين ! هم برد را به او كرم كردى و هم صد دينار زر به او جايزه دادى ؟ فرمود : آرى ! از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : مردم را در محلى كه در خور آنهاست قرار دهيد . و اين عطا از نظر من ، براى موقعيت و منزلت او مناسب بود . « ابن عساكر » و « ابو موسى مدينى » اين حديث را روايت كرده‌اند . [ الرياض النضرة 2 / 228 ] از حضرت جعفر بن محمد از پدر بزرگوارش عليهما السّلام روايت مىكند كه « عمر » ، قطعه‌اى از زمين ينبع را در اختيار حضرت على عليه السّلام درآورد . به دنبال آن ، حضرت على عليه السّلام زمينى را در كنار آن قطعه ، خريدارى كرد و دستور داد تا چشمه ( چاهى ) در زمين خريدارى شده حفر نمايند . هنگامى كه حفّاران ، به حفر چاه مشغول بودند ، ناگهان انفجارى رخ داد . و آب مانند گردن شتر نحر شده ، فوّاره مىزد . حفّاران حضور حضرت على عليه السّلام شرفياب شده و جريان را به عرض رسانيدند . على عليه السّلام فرمود : وارثان را از ظهور چنان چاهى مژده دهيد . سپس آن زمين را در رديف موقوفانى قرار داد كه محصول آن به فقرا و مسكينان و ابن سبيل ( در راه ماندگان ) برسد و همچنين در راه خدا - از نزديك و دور ، صلح و جنگ - مصرف شود و از اين راه توشه‌اى براى آخرتش باشد و فرمود : محصول اين زمين را بدان جهت وقف بر نيازمندان مىكنم ، تا از