درمانده شود . پس از آنكه « ابن عباس » در محل خود قرار گرفت ، ( تا آنجا حديث را ادامه داده است كه ) « معاويه » از « ابن عباس » ، پرسيد : در حق على بن ابيطالب عليه السّلام چه مىگويى ؟ « ابن عباس » گفت : خدا بيامرزد ابو الحسن را ، به خدا سوگند ! على عليه السّلام پرچم برافراشتهء هدايت ، پناهگاه تقوا ، جايگاه خرد ، كوه دانش ، نور شبهاى تاريك ، راهنماى راههاى بزرگ ، مطَّلع از صحيفههاى گذشته ، داناى تأويل ، و عارف به تنزيل در حالى كه پيوسته به اسباب هدايت ، اعراض كننده از جور و اذيت ، كناره گيرنده از راههاى پليدى ، برترين كسى كه به خدا ايمان آورده و از نعمت تقوا برخوردار گرديده است ، سرور كسانى است كه پيراهن صبر و رداى بردبارى بر اندام خود راست آوردهاند ، والاترين كسى است كه به حج بيت الله رفته و سعى بين صفا و مروه را به انجام رسانده ، سخاوتمندترين كسانى است كه به راه عدل و داد قدم گذاشته و خطيبترين خطباى روزگار است . ( تا آنجا كه گفت : ) على عليه السّلام همسر بهترين زنان ، پدر و الا گهر دو نوادهء رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله است . ديدگان من مانند او را نديده و تا روز قيامت و لقاء الهى هم مانند او را نخواهد ديد ! اينك لعنت خدا و بندگان او تا روز قيامت بر كسى باد كه او را لعنت مىكنند . ( حديث ادامه دارد )
[ همان كتاب 9 / 165 ] از « على بن على هلالى » از پدرش روايت مىكند كه در آخرين بيمارى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله كه در آن بيمار مقام اقدس نبوى صلَّى اللَّه عليه و آله به لقاء اللَّه پيوست ، حضور مباركش شرفياب شدم . همان هنگام حضرت فاطمه زهرا عليهما السّلام بر بالين آن حضرت نشسته بود . در آن حال حضرت زهرا عليهما السّلام بلند گريست . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله چشم بسوى او گشود و فرمود : حبيبهء من ! فاطمه من ! چرا گريه مىكنى ؟ به عرض رسانيد : بيم آن دارم كه پس از ارتحال شما ، مردم مرا ضايع كنند ! پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : اى حبيبه من ! مگر نمىدانى كه خداى تعالى به موجودات زمينى توجهى كرد و از ميان آنها پدرت را براى رسالت خويش اختيار كرد و پس
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 346
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٣٤٦