على عليه السّلام دستهاى مبارك خويش را به گردن خود آويخت و كيفيت « اقماح » را به آنها نشان داد .
« طبرانى » اين حديث را در « الاوسط » آورده است .
[ استيعاب ابن عبد البر 2 / 465 ] به سند خود ، از « عنترهء شيبانى » روايت مىكند كه على عليه السّلام از هر صنعتگر و يا كسى كه از كار دستى خودش هزينهء زندگيش را اداره مىكرد ، ماليات و جزيه مىگرفت و تنها به اين عده اكتفا نمىكرد بلكه از سوزن زنان ، مال داران ، دوزندگان و ريسمان بافان هم ، ماليات مىگرفت و آنچه را بدست مىآورد در ميان مردم تقسيم مىكرد و هرگاه در بيت المال زر و سيمى وجود داشت ، نمىتوانست بخوابد تا اينكه آنها را به مستحقان مىپرداخت ، مگر آنكه وظيفهء مهمترى به عهدهاش قرار مىگرفت و آن را بر تقسيم بيت المال مقدّم مىداشت . حضرت على عليه السّلام خطاب به دنيا مىفرمود : اى دنيا ! ديگرى جز مرا بفريب و آنگاه اين شعر را با خود زمزمه مىكرد :
هذا جناى و خياره فيه
و كلّ جان يده الى فيه
[ مسند امام احمد حنبل 1 / 78 ] به سند خود ، از « عبد الله زرير » روايت مىكند كه گفت : روز عيد قربان حضور حضرت على عليه السّلام شرفياب شدم ، براى پذيرائى من حريره آورد . ( 1 ) عرض كردم : خداى تعالى امور شما را اصلاح كند ! اگر با گوشت مرغابى از من پذيرائى مىكرديد خوشحالتر مىشدم و كمال پذيرائى هم به عمل مىآمد ، همانا خداى تعالى همگى خيرات را براى ما آفريده است ! على عليه السّلام فرمود : اى پسر زرير ! از پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود : براى خليفهء مسلمانان جايز نيست كه از بيت المال از دو كاسه استفاده كند : يكى را براى بهرهبرى خود و خانوادهاش ، و ديگرى را براى كمك كردن به مردم و پذيرائى از آنها .
هامش
( 1 ) غذائى است كه از آرد همراه با شير و يا روغن درست مىكنند ( المنجد ) . ( مؤلف )