تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
دلالت دارد . و اينك در همين رابطه به نقل احاديث ديگر با شتابى كه دارم ، مىپردازم . [ حلية الاولياء ابو نعيم 1 / 80 ] به سند خود ، از « على بن ربيعة و البى » از حضرت على بن ابيطالب عليه السّلام روايت مىكند كه در يكى از روزها ، « ابن نبّاج » حضور مبارك حضرت على عليه السّلام شرفياب شد و عرض كرد : يا أمير المؤمنين ! بيت المال مسلمانان پر از طلا و نقره است . حضرت على عليه السّلام تكبير گفت و در حالى كه به « ابن نبّاج » تكيه داشت از جاى برخاست و به راه خود ادامه داد تا كنار بيت المال رسيد ، فرمود :
هذا جناى و خياره فيه و كلّ جان يده الى فيه ( 1 )
؛ اين چيدهء من است كه بهترينش در ميانش مىباشد ؛ زيرا هر چيننده دستش بسوى دهان خودش برمىگردد . ( از اينكه اين همه درهم و دينار در بيت المال مسلمانان مانده است و به مصرف نرسيده ، متأثر گرديده و فرمود : پر بودن آن را از گناه خود مىدانم كه خود مرتكب شده‌ام و هر كسى كه مرتكب گناهى بشود ، بايد دست به دهان خود بگذارد و سخنى نگويد و خويشتن را مقصّر بداند ) . سپس خطاب به « ابن نبّاج » ، فرمود : اينك شيعيان كوفه را بحضور بياور . « ابن نبّاج » به دستور حضرت على عليه السّلام آنها را بحضور مبارك طلبيد و همهء درهم و دينارها را در ميان آنها تقسيم كرد و آنگاه خطاب به درهم و دينار ، فرمود : اى زرد و سپيد ! ديگرى را بفريبيد ! از آن همه زرد و سپيد چيزى را باقى نگذاشت و خود .
هامش
( 1 ) همانطور كه در كتاب [ تاج العروس 10 / 78 ] و كتاب « مجمع الامثال ميدانى » و غيره آمده است : اين بيت ضرب المثل است . « عمرو بن عدى » ، خواهرزاده « جذيمه » ، با گروهى به صحرا رفته بودند و از زمين قارچ مىكندند . همراهانش بهترين قارچها را كه مىيافتند خود مىخوردند ، ولى « عمرو » آنها را در آستين خود مىگذاشت تا براى دايى خود بياورد . آنگاه اين شعر را خواند كه من مثل قارچ چينان ديگر نيستم . على عليه السّلام در اينجا آن را تمثيل آورده است كه مقصودش اينست كه بايد بيت المال مسلمين را در جاى خود نهاد و نبايد تبعيض قائل شد . ( ويراستار )