تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
اوقات ، يادى از خوارج كرد و پرسيد : چه كسى آنها را از پاى درآورده است ؟ گفتند : على عليه السّلام . « عايشه » گفت : از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : اهل نهروان را بهترين امت من از پاى درمىآورد در حالى كه خوارج پليدترين اشخاص امت من خواهند بود . اين حديث را « بزّاز » و « طبرانى » هم در « الاوسط » به روش « بزّاز » ، نقل كرده و در آن ، داستان خوارج آمده است . [ همان كتاب 6 / 239 ] از حضرت على عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : دانشمندانى از آل محمد صلَّى اللَّه عليه و آله و همچنين « عايشه » دختر « ابو بكر » مىدانستند كه همدستان « ذو الثّديه » افرادى بودند كه مورد لعنت پيغمبر امّى صلَّى اللَّه عليه و آله قرار گرفته بودند . در روايتى بجاى « اصحاب ذو الثّديه » ، « اصحاب نهروان » آمده است و « طبرانى » همين حديث را در كتاب « الصغير » و « الاوسط » ، به دو سند ، نقل كرده است . [ همان كتاب 6 / 241 ] از « جندب » روايت مىكند ، هنگامى كه خوارج از حضرت على عليه السّلام اعراض كردند ، حضرت على عليه السّلام در طلب آنان برآمد و ما هم ايشان را همراهى كرديم ، تا به نزديكى لشكرگاه خوارج رسيديم . صداى قرائت آنها به گونه‌اى كه زنبورها در هم مىافتند و وزوز مىكنند ، به گوش مىرسيد ، و در ميانشان گروهى بودند كه پيشانىهايشان از زيادى سجده پينه بسته بود ! و جمعى هم كلاههاى مخصوص عبّاد و ديوانىها را بر سر نهاده بودند . هنگامى كه نهروانىها را به آن حال مشاهده كردم ، از جنگ كردن با آنها قلبا متأثر شدم و از اقدام عليه آنها دست كشيدم ! ( تا آنجا كه گفته است ) همچنان به تصميم خود باقى بودم كه على عليه السّلام - در حالى كه بر استر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله سوار بود - در برابر من قرار گرفت و فرمود : اى جندب ! از شرارت شرك ، به خدا پناهنده شو ، آرى به خدا پناه