تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
ببر ! به مجردى كه فرمايش حضرت على عليه السّلام به گوشم رسيد تغيير حالى در من ايجاد گرديد و با سرعت هر چه تمامتر بسوى حضرتش روان شدم و هنگامى بحضورش شرفياب گرديدم كه حضرت از مركب به زير آمده و مشغول نماز شده بود . در اين حال ، اسب سوارى نزديك حضرت على عليه السّلام آمد و گفت : يا امير المؤمنين ! آيا به نهروانىها عكس العملى نشان نمىدهيد ؟ فرمود : مگر چه كارى از آنها بروز كرده است ؟ گفت : نهر را از مجراى خود منحرف كرده‌اند . فرمود : هيچگاه چنان قدرتى ندارند و نمىتوانند نهر را از مجراى خود منحرف سازند ، بلكه در كنار آن نهر از پاى درمىآيند ! و آنچه مىگويم مطابق با عهدى است كه از خدا و رسول صلَّى اللَّه عليه و آله به دست من رسيده است . در اين هنگام تكبير گفتم و از جاى برخاستم و براى سوار شدن حضرت ركاب گرفتم و حضرت على عليه السّلام بر اسب خود سوار شد . سپس بازگشتم و زره پوشيدم و كمان به خود آويختم و همراه با آن حضرت به مسير خويش ادامه دادم . حضرت على عليه السّلام فرمود : اى جندب ! عرض كردم : لبيك ، يا امير المؤمنين ! فرمود : اندكى پيش از آنكه به كارزار اين قوم اقدام نمايم ، مردى را كه قرآن مىخواند بسوى ايشان گسيل داشتم تا آنان را به كتاب خدا و سنّت رسول او دعوت كند . گذشته از اينكه به حرفهاى او ترتيب اثر ندادند ، او را كشتند . اى جندب ! مطمئن باش كه از ما بيش از ده تن شربت شهادت نمىنوشند و از آنها هم زيادتر از ده نفر باقى نمىمانند ! آنگاه به لشكرگاه آنها رسيديم . « جندب » گويد : با تجديد رأيى كه براى من پيش آمد و با عدم توجه به خلجان فكرى با همين دستم هشت نفر از آنان را به هلاكت رساندم و هنوز نماز ظهر را اقامه نكرده بوديم كه جنگ ما با خوارج به پايان رسيد . و همانطور كه حضرت على عليه السّلام فرموده بود بيش از ده تن از ما به درجه شهادت نرسيدند ، و بيش از ده تن از آنها هم زنده نماندند ! « طبرانى » هم اين حديث را نقل كرده است .
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 315 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى