تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
پدرش مىگفت : آخر هم اين مرد را از پاى درآورديم با توجه به اينكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در حق او چنين و چنان گفته بود . پدرش پرسيد : منظور تو از اين مرد كيست ؟ در پاسخ گفت : « عمار ياسر » است . مگر سخن پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را درباره او نشنيده‌اى كه در روز بناى مسجد ، ما سنگها را يكى يكى حمل مىكرديم و « عمّار » دو تا دو تا آنها را به دوش مىكشيد و تو او را تشويق مىكردى و همان هنگام بود كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به « عمار » ، فرمود : گروه ستمگرى تو را از پاى در مىآورند و تو در آنحال از بهشتيان خواهى بود . و در اين رابطه ، حديث را بطورى كه ما در آغاز اين باب از [ مستدرك حاكم 3 / 387 ] آورده بوديم ، ادامه داده است و مىگويد : « طبرانى » و « امام احمد » به مختصرى از آن اكتفا كرده‌اند . و « ابو يعلى » و « بزّاز » هم آن را روايت نموده‌اند . و رجال « امام احمد » و « ابو يعلى » ، از محدثان ثقات مىباشند . [ هيثمى در مجمع 7 / 242 ] از « عمار ياسر » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دست مباركش را به پهلوى من زد و فرمود : پهلوئى است كه سراپاى آن را ايمان فرا گرفته است و اضافه فرمود : اى عمّار ! تو را فرقه‌اى از خدا بىخبر و ستمگر از پاى در مىآورند و آخرين توشهء تو از اين جهان ، شير ممزوج با آب خواهد بود . « طبرانى » مختصرى از اين حديث را در « الكبير » و « الاوسط » آورده است . [ همان كتاب 9 / 296 ] از « ابو رافع » روايت است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : « عمّار » به دست ستمگران از پاى درمىآيد . « طبرانى » هم اين حديث را نقل كرده است . [ همان كتاب 9 / 269 ] از « حبّه عرنى » نقل مىكند كه در يكى از روزها ، « حذيفه » و « ابو مسعود » كنار هم نشسته بودند . يكى به ديگرى گفت : رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرموده است كه گروهى بد فرجام « عمّار » را از پاى در مىآورند . ديگرى