گفتهء او را تصديق كرد .
« بزّاز » اين حديث را نقل كرده است .
[ همان كتاب 9 / 297 ] از « عبد الله بن حارث » روايت كرده است كه « عمرو عاص » به « معاويه » گفت : اى امير ! آيا نشنيدهاى كه در هنگام بناى مسجد ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به « عمّار » ، فرمود : تو عمّارى ؟ عرض كرد : مگر او را مشاهده نمىفرماييد ؟ در اين هنگام ، رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله سر بالا برد و فرمود : كسى كه با « عمّار » دشمنى كند ، خداى تعالى با او دشمنى مىكند . و كسى كه با « عمّار » كينهتوزى نمايد ، خداى تعالى با او كينهتوزى مىكند . هنگامى كه از حضور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مرخص شدم هيچ عملى از نظر من بهتر از به دست آوردن رضاى خاطر « عمّار » نبود و اين طرز رفتار با وى را بر خود لازم مىدانستم ! « عبد الله » پسر « امام احمد » گفته است كه اين حديث را دو بار از پدرم شنيده بودم .
مؤلف گويد : « هيثمى » بار ديگر اين حديث را در [ مجمع ص 90 ] آورده و اضافه نموده : كسى كه به « عمار » ناسزا گويد ، خداى تعالى به او ناسزا مىگويد .
از آن جمله : « متّقى » در [ كنز العمال 6 / 88 ] به سند خود ، از « شدّاد بن اوس » نقل مىكند كه در يكى از روزها ، « شدّاد » به دربار « معاويه » رفت در حالى كه « عمرو عاص » در بساط « معاويه » و در كنار او نشسته بود در ميان « معاويه » و « عمرو عاص » قرار گرفت و گفت : آيا مىدانيد چرا در اينجا نشستم ؟ به اين دليل بود كه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه هرگاه ببينيد اين دو تن ( « معاويه » و « عمرو عاص » ) نزديك به يكديگر آرام گرفتهاند در ميانشان تفرقه ايجاد كنيد . به خدا سوگند ! اين دو تن نزديك به يكديگر نمىنشينند مگر آنكه تصميم دارند دست به انجام مكرى بزنند ! اين بود كه مىخواستم ميان شما دو تن تفرقهاى ايجاد كنم .
« ابن عساكر » اين حديث را نقل كرده است .
مؤلف گويد : « هيثمى » هم در [ مجمع 7 / 248 ] به نقل آن مىپردازد
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 288
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٨٨