تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
اين حديث را نقل كرده است . [ همان كتاب 7 / 74 ] از « حسن » نقل مىكند ، هنگامى كه پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله وارد مدينه شد ، خطاب به مسلمانان فرمود : برايمان مسجدى بنا كنيد . پرسيدند : اين مسجد را به چه كيفيتى بسازيم ؟ حضرت فرمود : مانند عرش موسى باشد . آرى اين بنا را از خشت خام بسازيد . مسلمانان بنا به دستور رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به ساختن مسجد پرداختند و خود پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله در حالى كه آب و خاك در بغل داشت به آنها كمك مىكرد . در اين هنگام بود كه فرمود : اى عمّار ! چقدر كوشا هستى ؛ همانا تو از بهشتيانى و بطور يقين ، گروهى ستمگر و متجاوز تو را به شهادت خواهند رساند . در جنگ صفّين كه اين جريان به اطلاع « معاويه » رسيد ، وى آنچه را كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اظهار داشته بود ، تصديق كرد . « حسن » گفت : پس چرا « عمار » را كشتيد ؟ ! « معاويه » به او توهين كرد و گفت : مگر ما او را كشتيم ! كسى او را كشت كه همراه خود به جنگ ما آورده است ( يعنى على عليه السّلام ! ) . حضرت على عليه السّلام جواب اين ياوه‌گوئى را داده است . و « طبرانى » هم به نقل اين حديث پرداخته و رجال آن را از محدثان ثقات دانسته است . [ هيثمى در مجمع 9 / 297 ] از « حذيفه » روايت مىكند ، آن هنگام كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دست به پهلوى « عمّار » زد ، شنيدم كه مىفرمود : تو هرگز با مرگ طبيعى اين جهان را ترك نمىگوئى بلكه گروه ستمگر از خدا بىخبر تو را مىكشند و آخرين توشه تو از اين دنيا ، آشاميدن مقدارى شير خواهد بود . « طبرانى » اين حديث را نقل كرده است . مؤلف گويد : به دنبال احاديث مذكور حديثهاى ديگرى است كه شايسته است آنها را در پايان اين باب نقل كنيم . از آن جمله : « متّقى » در [ كنز العمال 6 / 155 ] چنين ياد مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به الى عليه السّلام ، فرمود : يا على ! به زودى گروه بد سيرت از خدا بىخبر
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 282 | سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي / محمد باقر ساعدى