به جنگ با ما دعوت كردند تا آنجا كه او را به دام شمشير ما گرفتار ساختند . - در روايتى ديگر چنين آمده كه پاسخ داد - « عمار » را كسى كشت كه او را بسوى ما فرستاد تا با ما نبرد كند و ما به دفاع از خود برآمديم و در نتيجه « عمار » كشته شد .
هنگامى كه گزارش اين گفتگو به حضرت على عليه السّلام رسيد ، فرمود : اگر من « عمار » را با روانه كردن او به جنگ با « معاويه » كشته باشم ، ( پس بايد بگوئيم كه ) رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله هم « حمزة » را كه به جنگ با كفّار گسيل داشت ، كشته است ! ! مؤلف گويد : اگر على عليه السّلام « عمّار » را با آوردن به جنگ « معاويه » ، كشته باشد ، بايد گفت كه خداى تعالى هم پيغمبرانش را كشته است ! ! چرا كه آنها را براى ارشاد و هدايت كفّار فرستاده و اگر خدا آنها را به چنين مأموريتى نمىفرستاد ، آنها هم كشته نمىشدند . خداى تعالى مىفرمايد : * ( أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقاً تَقْتُلُونَ ) * ( سوره بقره ، آيه 87 ) ؛ آيا چنين نيست كه هر زمان ، پيامبرى چيزى بر خلاف هواى نفس شما آورد ، در برابر او تكبّر كرديد ( و از ايمان آوردن به او خوددارى نموديد ) ؛ پس عدهاى را تكذيب كرده و جمعى را به قتل رسانيدند ؟ !
[ كنز العمال 7 / 72 ] از « جابر بن سمرة » روايت مىكند كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله به « عمّار » ، فرمود : تبهكاران تو را مىكشند . « ابن عساكر » هم اين روايت را نقل كرده است .
[ همان كتاب 7 / 72 ] از « جابر » روايت مىكند ، هنگامى كه مسلمانان به اتفاق رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله به حفر خندق مشغول بودند ، « عمّار » هم خاك و سنگ از خندق بدوش مىگرفت و كنار خندق مىريخت . در آن حال بيمارى و گرسنگى او را ناراحت كرده بطوريكه حالت غشوه و بىهوشى به وى دست داد . در اين هنگام « ابو بكر » با وى ملاقات كرد و گفت : اى عمار ! به خودت رحم كن ! امروز با اين بيمارى كه سراپاى وجودت را فرا گرفته ، جان به سلامت نخواهى برد . رسول
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 279
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٧٩