تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
شب عيسى عليه السّلام به آسمان عروج كرده بود و در شبى جان به جان آفرين سپرد ، كه در آن شب قرآن كريم - كه فارق ميان حق و باطل است - از سوى خداوند متعال نازل شده بود . به خدا سوگند ! امير المؤمنين در هنگامى از دنيا رحلت كرد كه طلا و نقره‌اى از خود باقى نگذاشته بود و در بيت المال او جز هفتصد و پنجاه درهم كه از مازاد عطايايش باقى مانده بود ، پول ديگرى وجود نداشت و اين مبلغ را هم براى استخدام خدمتكارى براى كمك به « ام كلثوم » كنار نهاده بود . « هيثمى » گويد : « طبرانى » مختصرى از اين حديث را در « الاوسط » و « الكبير » ، « ابو يعلى » هم باختصار و « بزّاز » هم مختصرى از آن را نقل كرده‌اند و « امام احمد » هم در كمال اختصار آورده است و اضافه مىكند كه سند « امام احمد » و برخى از طرق « بزّاز » و همچنين « طبرانى » در « الكبير » ، از احاديث حسان است . [ ذخائر العقبى ص 138 ] از « زيد بن حسن » عليه السّلام روايت مىكند ، هنگامى كه حضرت على عليه السّلام به شهادت رسيد ، امام مجتبى عليه السّلام در ضمن خطابه‌اى كه براى مردم ايراد فرمود ، پس از حمد و ثناى حضرت پروردگار ، خطاب به مردم گفت : ديشب مردى از جمع شما به جهان جاويدان خراميد كه گذشتگان در هيچ صفتى بر او پيشى نگرفتند و آيندگان هم پى به مقام و موقعيت او نخواهند برد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله پرچم خويش را به او مىسپرد و او در حالى با مشركان نبرد مىكرد كه « جبرئيل » از سوى راست ، و « ميكائيل » از سوى چپ ، به يارى او كمر بسته بودند و از ميدان باز نمىگشت تا اينكه خداى تعالى پيروزى را نصيبش مىفرمود . او در حالى از دنيا رهسپار آخرت شد كه نه دينارى از خود باقى گذاشت و نه درهمى ! تنها هفتصد درهم از مازاد عطاى او باقى بود كه تصميم داشت با آن مبلغ هم خدمتكارى براى خانواده‌اش استخدام نمايد . « دولابى » اين حديث را نقل كرده است .