خطابهاى كه امام حسن عليه السّلام ايراد مىفرمود ، شنيدم خطاب به مردم گفت : اى مردم ! ديروز مردى از جمع شما به سراى ديگر شتافت كه گذشتگان بر او سبقت نگرفته و آيندگان هم او را درك نخواهند كرد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله او را به نبردى گسيل داشت و پرچم اسلام را به دستش سپرد . او به ميدان جنگ رفت و از آنجا بازنگشت مگر با خبر فتح و پيروزى . اين در حالى بود كه « جبرئيل » و « ميكائيل » - به ترتيب - از راست و چپ ، او را حمايت مىكردند . او هنگامى ديده از جهان فرو بست كه زر و سيمى از خود باقى نگذاشته بود و تنها هفتصد درهم از پولهائى كه به مستمندان عطا مىكرد براى خويش باقى گذاشته بود كه مىخواست بوسيلهء آن ، خدمتگزارى براى كمك به خانوادهاش استخدام نمايد .
« ابن ابى شيبه » ، « امام احمد حنبل » در « مسند » ، « ابو نعيم » و « ابن عساكر » اين حديث را روايت كردهاند . « ابن جرير » همين حديث را از طريق امام حسن و امام حسين عليهما السّلام روايت كرده است .
[ هيثمى در مجمع 9 / 146 ] از « ابو طفيل » روايت مىكند كه امام حسن عليه السّلام سخنانى ايراد كرد و در آغاز خطابه ، به حمد و ثناى الهى پرداخت و حضرت على عليه السّلام را به اين طريق معرفى فرمود : امير المؤمنين على عليه السّلام ، خاتم اوصيا و وصى پيغمبران و امين راستگويان و شهيدان است . سپس خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مردى از جمع شما رخت بربست كه نه پيشينيان بر او سبقت گرفتند و نه آيندگان او را درك خواهند كرد . پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله پرچم اسلام را به او مىسپرد و او در حالى به كارزار با دشمنان خدا و رسول او مىپرداخت كه « جبرئيل » از طرف راست ، و « ميكائيل » از طرف چپ ، ياور او بودند و از ميدان جنگ باز نمىگشت مگر آنكه خداى تعالى چراغ فتح و پيروزى را به پايمردى او برمىافروخت . حق تعالى شبى جان شريف او را قبض كرد ، كه در آن شب جان موسى بن عمران عليه السّلام را قبض فرموده بود و در شبى روحش عروج كرد ، كه در آن
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 236
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٣٦