مال خودت را ضايع ساختى ! « ابن عساكر » اين حديث را روايت كرده است .
[ الرياض النضرة 2 / 195 ] از « ابو حازم » روايت است كه گفت : مردى پيش « معاويه » آمد و مسألهاى از او پرسيد . « معاويه » گفت : پاسخ اين مسئله را از على عليه السّلام درخواست كن ، كه داناتر است . آن مرد براى خوشايند « معاويه » ، گفت :
پاسخ تو اى امير ! از جهت من ارزندهتر از پاسخ على عليه السّلام است ! « معاويه » گفت :
بد سخنى اظهار داشتى و از پاسخ مردى اظهار كراهت مىنمائى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در حق او فرموده : على عليه السّلام چشمه جوشان دانش است و از علمى فراوان برخوردار است و خطاب به او فرمود : « انت منّى بمنزلة هارون من موسى الا انّه لا نبىّ بعدى » و معمول « عمر » هم آن بود كه هرگاه مشكلى براى او رخ مىداد ، از على عليه السّلام كمك مىگرفت .
« امام احمد » اين حديث را در « المناقب » آورده است .
مؤلف گويد : « مناوى » اين حديث را در [ شرح فيض القدير 3 / 46 ] با اندك اختلافى نقل كرده و مىگويد : « كلاباذى » نقل مىكند كه مردى از « معاويه » مسألهاى پرسيد . « معاويه » گفت : اين مسئله را از على عليه السّلام سؤال كن كه از من داناتر است . گفت : از تو مىخواهم پاسخ مرا بدهى ! « معاويه » گفت : واى بر تو ! از پاسخ مردى اظهار كراهت دارى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در حق او فرمود : على عليه السّلام دانش را ، مانند پرندهاى كه غذا را با منقار خود به جوجهاش مىخوراند ، در دلهاى شما قرار مىدهد . و بزرگان صحابه به اين موقعيت كه على عليه السّلام داشته است اعتراف كردهاند و « عمر » هم هرگاه مسئلهء مشكلى برايش پيش مىآمد ، از على عليه السّلام كمك مىگرفت .
مردى نزد او آمد و مسألهاى پرسيد : در پاسخ گفت : در آنجا على عليه السّلام است ( مسائل خود را از او بپرسيد . ) آن مرد گفت : اى امير ! مىخواهم پاسخم را از تو
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 154
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص١٥٤