باب صد و سى و دوّم كمك خواستن معاويه از حضرت على عليه السّلام
« معاويه » بيشتر اوقات راجع به مسائل مهم و مسائلى كه برايش پيش مىآمد ، بحضور حضرت على عليه السّلام براى حل مسائل ، احساس نياز مىكرد و از آن حضرت كمك مىگرفت . و تاريخ صحيح گواه اين موضوع است و كسى كه اين واقعيت را انكار كند ، دشمن سرسخت است و با امورى كه « متواتر » و ثبوتش قطعى است ، مخالفت كرده است . من در اين باب به پارهاى از آن موارد ، از مصادر در دسترس اشاره مىكنم و همين مقدار را براى كسانى كه اهل انصاف هستند ، كافى مىدانم .
[ مؤطا مالك بن انس در كتاب اقضيه ص 126 ] به سند خود ، از « سعيد بن مسيّب » روايت كرده است ، يكى از شامىها به نام « ابن خيبرى » وارد منزل خود شد ، مشاهده كرد كه مرد بيگانهاى كنار زنش خوابيده است . از آنجا كه سخت ناراحت شده بود ، هر دو نفر - يا يكى از آنها - را كشت . قضاوت اين پيشآمد به عهدهء « معاويه » گذاشته شد . « معاويه » كه قادر به اين داورى نبود ، نامهاى