تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
خود ، استخدام كرده بود كه هر يك از آنها ، كمربندى از ديباى سرخ فام و پيراهنى از ابريشم سبز رنگ پوشيده ، و تاجى بر سر گذاشته ، و دستبندها و پابندها ( خلخال ) از طلا بدست و پاى خود داشتند و در دست هر يك از آنها ، گرزى از طلا بود كه آنها را در فراز سر خود جاى داده بود و شش تن جوان را ، از فرزندان دانشوران ، به وزيرى خويش برگزيده بود ، بطوريكه بدون مشورت با آنها ، دست بكارى نمىزد ؛ سه تن از آنها در طرف راست ، و سه تن ديگر در طرف چپ او قرار داشتند . يهودى اين بار هم از فرصت استفاده كرد و گفت : يا على ! اگر آنچه مىگوئى راست است ، بگو نامهاى اين شش تن دانشور چيست ؟ حضرت على عليه السّلام فرمود : حبيبم ، محمد مصطفى صلَّى اللَّه عليه و آله ، فرمود : نامهاى آن سه تن كه در طرف راست او بودند : « تمليخا » ، « مكسلمينا » و « محسلمينا » و نام آنهائى كه در طرف چپ او بودند : « فمرطليوس » ، « كشطوس » و « سادنيوس » است و چنان كه گفتيم اين شش تن طرف مشورت او بودند و در كليهء امور از نظرات آنها بهره مىگرفت . و هرگاه در صحن خانهء خود مىنشست ، دستور عمومى صادر مىكرد تا مردم بحضورش برسند . از در خانه ، سه نفر غلام قدم به صحن خانه مىگذاشتند كه در دست يكى از آنها جام طلائى مملو از مشك ، و در دست دومى جام نقرهء مملو از گلاب ، و در دست سومى پرنده‌اى بود كه به محض اينكه او را صدا مىزد ، از روى دست غلام پرواز مىكرد و خود را در ميان جامى كه مملو از گلاب بود ، مىافكند و پر و بال خود را به گلاب آغشته مىساخت ؛ و بار ديگر كه آن پرنده را صدا مىزد ، پرواز مىكرد و خود را در ميان جام مشك مىافكند و پر و بال خود را مشك آلود مىنمود ، و بار سوم كه آن پرنده را صدا مىزد ، بر روى تاج و « دقيانوس » مىنشست و پر و بال خود را كه آلوده به گلاب و مشك بود ، به حركت مىآورد و سر و صورت و تاج او را از گلاب و مشك خوشبو مىساخت ! « دقيانوس » با كمال آرامش خاطر و سطوت و قدرت و عزّت و عظمت مدت