تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
الطوال » نقل كرده است . [ الرياض النضرة 2 / 222 ] از « على بن زاذان » روايت كرده است كه در يكى از اوقات ، حضرت على عليه السّلام حديثى نقل فرمود . مردى كه در آنجا حضور داشت ، مقام مقدّس علوى را تكذيب كرد . حضرت على عليه السّلام فرمود : اينك ، در برابر تكذيبى كه از من به عمل آوردى ، اگر به گمان خودت سخن به صدق گفته باشى ، تو را نفرين مىكنم . گفت : آنچه گفتم ، راست است ! حضرت على عليه السّلام او را نفرين كرد ، هنوز از حضور مبارك بيرون نرفته بود كه دو چشمانش كور شد ! « محبّ طبرى » گفت : اين روايت را « ملَّا » در « سيره » و « امام احمد » در « المناقب » آورده‌اند . مؤلف گويد : حديث مزبور را « هيثمى » در [ مجمع 9 / 116 ] متذكر است و گفته است كه اين حديث را « طبرانى » در « الاوسط » آورده و « ابن حجر » هم در [ صواعق ص 77 ] ياد كرده است و پيش از اين در جزء اوّل در باب « من كنت مولاه فعلىّ مولاه » آمده است كه حضرت على عليه السّلام مردم را به گواهى خواند و فرمود : سوگند مىدهم هر كسى كه در روز غدير حديث مزبور را از پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله شنيده است ، گواهى خود را اعلام نمايد . شانزده تن از حاضران گواهى خويش را اعلام كردند . در آخر حديث راوى مىگويد : من از آنهائى بودم كه گواهى خويش را كتمان نمودم و به همين سبب كور شدم ! در همان باب آمده است كه حضّار براى گواهى از جاى برخاستند و گواهى خويش را اعلام كردند ؛ تنها مردى از جاى خويش قيام نكرد . حضرت على عليه السّلام از وى پرسيد : تو چرا براى گواهى قيام نكردى ؟ عرض كرد : يا امير المؤمنين ! من پير شده‌ام و كهولت سن ، مرا فراموشكار ساخته است . امير المؤمنين در برابر پاسخ مغرضانهء او ، فرمود : بار پروردگارا ! اگر اين نابخرد دروغ مىگويد ، او را به بلائى كه آسيبى به اعضا و جوارحش نداشته باشد ، مبتلا گردان ( او را به بلاء حسن مبتلا