باب هفتاد و هشتم على عليه السّلام همراه و همراز با قرآن است و قرآن هم همراز و همراه با حضرت على عليه السّلام است
[ مستدرك حاكم 3 / 124 ] به سند خود ، از « ابو سعيد تيمى » از « ابو ثابت » ، آزاد شدهء « ابوذر » ، روايت كرده است كه گفت : در روز جمل ، زمانيكه چشمم به « عايشه » افتاد كه ايستاده است ، پارهاى از خيالات كه در دل ديگران خلجان مىكند ، در دل من پديد آمد و به همين حال بودم تا هنگامى كه نماز ظهر فرا رسيد و خداى تعالى پردهء پندار را از برابر ديدگانم بر طرف ساخت و سرانجام به پشتيبانى از حضرت على عليه السّلام با دشمنان او نبرد كردم . پس از پايان جنگ به مدينه بازگشتم . و به خانهء « امّ سلمه » رفتم و به او گفتم : به خدا سوگند ! به منظور درخواست خوراكى و آشاميدنى به خانهء تو نيامدهام . من آزاده شدهء « ابوذر » هستم .
« ام سلمه » به من خوش آمد گفت و من حكايت حال خود را در روز جمل بازگو كردم . « ام سلمه » گفت : آنگاه كجا بودى كه دلها بسوى پروازگاه خود بودند ؟ در پاسخ گفتم : تا آنجا پرواز كردم كه خداى تعالى پردهء پندار را از چشم دل من