پيروى كرده و بجانب صحرا حركت كردند و جمعى در كنار نحر فرات باقى ماندند كه با آشاميدن آب ، رفع تشنگى بنمايند . « ابو عسيد » گويد : من از آن عده اصحاب بودم كه همراه آن حضرت به صحرا رفتم ؛ وقتى به وسط صحرا رسيديم ، اصحاب از تشنگى اظهار ناراحتى كرده و عرض كردند : يا امير المؤمنين ! از تشنگى زياد بر خود بيمناكيم . حضرت على عليه السّلام فرمود : از تشنگى بيمى در خود نداشته باشيد ، به زودى خداى تعالى شما را سيراب خواهد ساخت . « ابو عسيد » گويد : در نزديكى ما راهبى اقامت داشت و حضرت على عليه السّلام نزديك دير راهب رفته و به محلى اشاره كرد و فرمود : اين محل را بكاويد ! همراهان به كندن آن مكان مشغول شدند و من هم در حفر آن مكان شركت داشتم سنگى در برابر ما ظاهر شد . حضرت على عليه السّلام فرمود : سنگ را بلند كنيد . سپس خود آن حضرت كمك كرد و ما آن سنگ را به طرفى افكنديم ، چشمهء سرد و گوارائى ظاهر شد كه از آب آن چشمه نوشيديم . پس از يك ميل راه ، بار ديگر تشنه شديم ، برخى از حاضران گفتند : باز گرديم و از آب آن چشمه سيراب شويم ؛ جمعى كه از جمله من هم با آنها بودم باز گشتيم و هر چه تفحّص كرديم از آن چشمه اثرى نديديم ، با آن راهب ملاقات كرديم و پرسيديم : چشمهاى كه در اينجا بود ، كجاست ؟ در پاسخ گفت :
كدام چشمه ؟ گفتيم : چشمهاى كه ما از آن نوشيديم و سيراب شديم . اينك هر چه تفحص مىكنيم اثرى از آن چشمه نمىيابيم . راهب در پاسخ گفت : آن چشمه را جز پيغمبر يا وصى پيغمبر ، ديگرى نمىتواند ظاهر بسازد !
[ همان كتاب 11 / 112 ] به سند خود ، از « ابن عباس » روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : در روز رستاخيز جز ما چهار تن ، ديگرى بر مركب سوار نخواهد بود . عموى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ، « عباس بن عبد المطلب » ، پرسيد : يا رسول الله ! آن چهار تن را معرفى فرماييد . فرمود : يكى از آنها ، من هستم كه بر « براق » سوار مىشوم - تا آنجا كه فرموده است - ديگرى برادرم صالح است كه بر
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 225
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٢٥