ياد كرديم ، ادامه داده تا آنجا كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بفرزندان عبد المطلب فرمود :
اينك ! اين شخص ( يعنى على عليه السّلام ) ، برادر و وصى و خليفه من در ميان شماست ؛ بنا بر اين ، سخن او را بشنويد و از فرمان او اطاعت نمائيد . حاضران بمجردى كه سخنان پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را شنيدند خنده كنان از جاى برخاستند و به « ابو طالب » ، گفتند :
محمد ، به تو فرمان مىدهد تا سخنان على ( فرزندت ) را بشنوى و از فرمان او اطاعت كنى ! « متقى » مىگويد كه « ابن اسحاق » ، « ابن جرير » ، « ابن ابى حاتم » ، « ابن مردويه » ، « ابو نعيم » و « بيهقى » هم در « الدلائل » اين حديث را آوردهاند .
[ همان كتاب 8 / 215 ] از « يحيى بن عبد الله بن حسن » از پدرش روايت كرده است كه حضرت على عليه السّلام سرگرم ايراد خطابه بود مردى از جاى خود برخاست و گفت : يا امير المؤمنين ! اهل جماعت ، اهل فرقت ، اهل سنت ، و اهل بدعت چه كسانىاند ؟ على عليه السّلام فرمود : واى بر تو ! اكنون كه چنين سؤالى كردى ، پاسخ مرا بشنو و زيانى نكردهاى اگر پس از من ، چنين سؤالى از ديگرى نكرده باشى ! - « متقى » حديث مزبور را ادامه داده است تا آنجا كه - مردم از هر طرف صدا بلند كردند كه يا امير المؤمنين ! پاسخ به صواب دادى ، خدا تو را براى هدايت مردم و پايمردى ايشان ، پايدار بدارد ! « عمّار » كه در آن اجتماع حضور داشت از جاى برخاست و خطاب به مردم گفت : اى مردم ! به خدا سوگند ، هر گاه شما از حضرت على عليه السّلام پيروى كنيد و فرمان او را بپذيريد ، هيچگاه به اندازهء سر موئى ، از راهى كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله رفته است گمراه نخواهيد شد . و چگونه ممكن است با پيروى از او از راه حق منحرف گرديد حال آنكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله علم منايا ، و وصايا و فصل الخطاب را به حضرتش فرا داده است و موقعيتى را حائز شده كه « هارون بن عمران » ، برادر حضرت موسى بن عمران عليه السّلام از آن موقعيت برخوردار بود و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به حضرتش ، فرمود :
« أنت منّى بمنزلة هارون من
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 222
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٢٢