[ كنز العمال 6 / 153 ] نقل كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به حضرت زهراء ( عليها السلام ) ، فرمود : آيا نمىدانى كه خداى عز و جل مردم روى زمين را در معرض ديد خود قرار داد و از آنها ، پدر تو را براى پيامبرى برگزيد ؟
و در انتخاب ديگر از ميان آنان ، همسرت را برگزيد و به من وحى كرد تا تو را به همسرى او در آوردم و او را وصى خود قرار بدهم ؟
« متقى » گويد : « طبرانى » اين روايت را از « ابو ايّوب » نقل كرده است .
مؤلف گويد : « هيثمى » هم روايت مزبور را در [ مجمع 8 / 253 ] نقل كرده و گفته كه « طبرانى » هم آن را روايت نموده است .
[ كنز العمال 6 / 392 ] از حضرت على عليه السّلام روايت كرده است كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خطاب به فرزندان عبد المطلب ، فرمود : من خوبى دنيا و آخرت را براى شما آوردهام و خداى تعالى به من دستور داده است تا شما را بسوى او بخوانم ؛ اينك كداميك از شما حاضر است در پيشبرد آئين اسلام به من كمك نمايد و وزارت مرا عهدهدار شود تا به جبران آن ، برادر و وصى و خليفه من در ميان شما باشد ؟ على عليه السّلام فرمود بجاى آنكه به پيشنهاد پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله پاسخ بدهند ، همگى سرها را به زير افكنده و تنها من پاسخ دادم و عرض كردم : يا نبى الله ! من حاضرم براى پيشبرد آئين اسلام به شما كمك كنم و وزارت شما را به عهده بگيرم . رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله از پاسخ من خوشحال شد و دست مبارك روى گردن من گذاشت و فرمود :
اينك اين بزرگوار ( حضرت على عليه السّلام ) ، برادر و وصى و خليفه من در ميان شما مىباشد ؛ بنا بر اين ، سخن او را بشنويد و از فرمان او اطاعت كنيد .
« متقى » گويد : « ابن جرير » اين حديث را نقل كرده است .
[ همان كتاب 6 / 397 ] از حضرت على عليه السّلام روايت كرده است ، هنگامى كه آيهء شريفه * ( وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ ) * نازل شد ، رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مرا به حضور طلبيد و حديث را بطورى كه پيش از اين ، در باب ( على خليفه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله است )
فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي ) — صفحة 221
مساهمون: سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي
ص٢٢١